شرکت‌های موفق چگونه نوآوری ایجاد می‌کنند؟

شرکت‌های موفق چگونه نوآوری ایجاد می‌کنند؟

مترجم:عاطفه عبادی
منبع: Fast Company 
نوآوری مهم‌ترین عنصر اقتصاد امروز به حساب می‌آید،اما نباید آن را به عنوان مقصد در نظر گرفت.

نوآوری مستمر و پایدار وضعیتی است که در آن یک سازمان تلاش می‌کند تا در تمام جنبه‌های کسب وکار از جمله مدیریت، توزیع، عملکرد و مشتریان نوآوری کند و اینگونه بهره‌وری را بالا ببرد. این کار نیازمند یک رویکرد مدیریتی منسجم و سازمان یافته است که تمامی عملکردها را از کنترل و هدایت در سطح هیات مدیره و مدیرعامل گرفته تا هماهنگ کردن تمام مسیر از طریق سرمایه گذاری در حوزه فناوری و اجرای آن را، در بر گیرد.
مهم تر از همه اینکه باید توجه داشت نوآوری مقصد نیست، بلکه یک مسیر است. یک تشکل اقتصادی موفق، پس ازرسیدن به یک هدف،دست از نوآوری نمی‌کشد، بلکه دائما درگیر فرآیندهای اختراع، کشف و اختراع مجدد است.
سه مثال زیر را در نظر بگیرید:
شرکتی که به واسطه یک موفقیت خاص یا یک محصول موفق شهرت یافته: بازار گوشی‌های هوشمند با اپل و سامسونگ – که درصدد تسلط کامل بر بازار از طریق نوآوری در (تولید) محصول هستند- داغ است. زمانی گوشی‌های بلک بری درهمه جا و به راحتی در دسترس اغلب کارفرمایان و اهل تجارت قرار داشت. تنها پنج سال پیش بود که آر.آی.ام یکی از مشهورترین شرکت‌های فناوری در دنیا که با نام بلک بری شناخته می‌شود ،کنترل بازار تلفن‌های هوشمند را دست داشت. اما زمانی نگذشت که رونق خیره‌کننده دستگاه‌های آی‌فون و آندروید، محصولات این شرکت و نوآوری بزرگش را ، تنها به یادگاری در دنیای اختراعات تبدیل کرد.
موفقیت از پس شکست: در سال 1919 «کورنلیوس واندراستار» اولین فرد( غربی) بود که به چینی‌ها بیمه می‌فروخت و این کار را تا سال 1949 یعنی تا زمانی که سیاست‌هایی، شرکت بیمه‌ای چند ملیتی او «اِی.آی.جی» را وادار به بازگشت به ایالات متحده نکرده بود، با موفقیت انجام می‌داد. این اقدام ضربه سختی به شرکت وارد کرد، اما آنها به سرعت کسب‌وکار خود را در کشورهای دیگر و در سطح جهانی گسترش دادند. این شرکت همچنین در سال 1962 از بیمه‌های شخصی فراتر رفت و شرکت‌های سهامی با سود و دارایی‌های کلان را پوشش (بیمه‌ای) داد و نیز به منظور کاهش هزینه حقوق کارمندان، فروش از طریق واسطه‌های مستقل را جایگزین فروش از طریق نمایندگی‌ها کرد و اینگونه بود که توانستند، شرکت را دوباره احیا کنند.
موفقیت مستمر: فایزر بزرگ‌ترین شرکت داروسازی جهان دائما درآمد‌هایش را از طریق افزایش تولید داروهای پرفروش(با محبوبیت جهانی) و داروهای تقویتی، توسعه می‌دهد. فایزر در سال 1849 به عنوان یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی خالص تاسیس شد. این شرکت تصمیم گرفت کم کم تولید پنی سیلین را کاهش دهد و تحقیقات خود را متوجه تولید سایر آنتی بیوتیک ‌ها و اقلام دارویی کرد. به این ترتیب توانستند یک سال بعد ترامایسین را کشف کنند و به بازار ارائه دهند و از آن پس توسعه‌ای موفق برای تبدیل شدن به یک شرکت داروسازی پژوهش- محور(مبتنی بر پژوهش) در پیش گرفت. این شرکت در تولید داروهای جدید، همچنان پیشتاز بازار است.ماه گذشته سازمان غذا و داروی ایالات متحده، یکی از داروهای تولیدی شرکت فایزر را که در درمان نوع نادری از سرطان خون موثر است، تأیید کرد.
بنابراین برای درس گرفتن از چنین تجربه‌هایی و رسیدن به موفقیت‌هایی از این دست باید به دنبال ایجاد نوآوری‌های پویا در کسب وکار بود و رویکردی بر پایه این اصول داشت.
سه اصل برای نوآوری پایدار:
نوآوری پایدار از افرادی که برای به اشتراک گذاشتن اندیشه‌ها، مقایسه مشاهدات و جلسات مشکل‌یابی گروهی برای حل مشکلات پیچیده گرد هم می‌آیند، انگیزه و نیرو می‌گیرد.بنگاه‌های اقتصادی با تمرکز فراوان بر نوآوری پایدار، سه اصل مشترک- که مانند چسب افراد را در یک همکاری مولد وپربار به یکدیگر می‌پیوندد- به اشتراک می‌گذارند. این سه اصل عبارتند از: 
1-مقررات همگرا: ایده‌ها به صورت منفرد و جدا از هم نیستند.آنها در گروه‌هایی رسمیت می‌یابند و اینگونه کل سازمان را قادر می‌سازند که به عنوان یک نهاد عمل کنند. آنچه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است همگرایی مدیریت کسب‌وکار و مدیریت فناوری است که تضمین می‌کند که هیچ واحد یا بخشی فرصت سرمایه‌گذاری روی ایده‌ها و امکانات جدید را از دست نخواهد داد.
2- همکاری مشترک و متقابل: هیچ سازمانی در خلأ کار نمی‌کند.هر مدیر،کارمند و پیمانکاری به طور بالقوه قطعه‌ای از پازلِ ایجاد فرصت‌های دستیابی به کسب‌وکار جدید را در اختیار دارند. حامیان، شرکا، توزیع‌کنندگان و مشتریان، هر یک منبعی از اطلاعات و ایده‌ها هستند که به یک اندازه ارزشمندند.
3- ساختار تجارت خلاقانه: همه سازمان‌ها نمی‌توانند یک فرهنگ توسعه بدون ساختار را به اجرا درآورند.اغلب آنها به ساختاری نیاز دارند که واحد‌های مقرراتی، مدیریتی و عملیاتی را وادار به همگرایی کند.
بنابراین برای تحقق این اصول، شرکت‌ها باید نوآوری پایدار را روی این سه اصل مشخص و تنگاتنگ – که برای به اجرا درآمدن در سطح بالایی از بلوغ سازمانی،نیازمند همگرایی تجارت،فناوری و مدیریت هستند-متمرکز کنند.

راهکارهای نوآوری پایدار
طراحی، راه‌اندازی و اداره سازمان‌هایی که دائما نوآوری ایجادکنند نیازمند راهکاری است که بتواند مراحل (گام‌های) کلیدی و اصلی زیررا در یک روند سازمان یافته لحاظ کند:
به تمام ایده‌هایی که به واسطه بینش، بصیرت، نوآوری و ارتباط با شبکه‌های بیرونی(خارج از شرکت) حاصل می‌شوند، توجه کنید. به نظرات مشتریان خود گوش دهید و به مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین اعضا و بخش‌های شرکت تان توجه ویژه‌ای داشته باشید.
سعی کنید بفهمید که مشتریان بالفعل و بالقوه شما چه کسانی هستند،چه می‌خواهند و به چه چیز احتیاج دارند،به چه چیز احتیاج پیدا خواهند کرد و چرا این نیازها هنوز مرتفع نشده‌اند. تیم نوآوری را طوری تنظیم کنید که شامل کسانی باشد که در نوآوری سهم عمده‌ای دارند،برای نوآوری یک دستور کار تدوین کنید و منابع و سرمایه‌گذاری‌های مورد نیاز برای رسیدگی به مشکلات و حل آنها را سازماندهی کنید.
احتمال شکست تیم را در نظر بگیرید واینگونه محیط و قابلیتی برای بروز خلاقیت ایجاد کنید. از طریق اعمال نفوذ و قدرت به چرخه متوالی نوآوری، راه‌حل‌های جایگزین زیادی به وجودآورید.
از شکست بیاموزید و تجربه کسب کنید. بااستفاده ازالگوهای اصلی و اولیه و تکرار شیوه‌های بازخورد محور (که بازخورد مشتریان را منعکس می‌کنند) تجربیات متفاوت را به صورت هماهنگ وموازی پیش برید.
دوباره به نظرات مشتریان خود گوش دهید.از نمونه‌های اولیه برای دریافت و استنباط بازخورد آنها استفاده کنید. به معیارهای پذیرش/خرید مشتریان توجه کنید.به نظرات نادرست نیز گوش کنید،اما اجازه ندهید با سفسطه ،شما را به اشتباه بیندازند.
برای رسیدگی(پرداختن) به ارزش‌های مشتری‌مداری چون هزینه، استفاده شهودی و غریزی وسهولت تغییر، برنامه‌ریزی و طراحی داشته باشید.

پیاده‌سازی تصمیم نهایی برای ادامه یا ترک یک پروژه
جایگزین‌های رقیب را ادغام یا حذف کنید تا به تعداد قابل‌کنترلی برسند. طرح‌ها و روش‌هایی را برای اختراع مجدد،امتحان یا طراحی مجدد در نظر بگیرید.مرحله دوم از چرخه نوآوری یعنی تجسم وتحقق این نوآوری را اجرا کنید.
مطمئنا بعضی از مردم به تنهایی بهتر کار می‌کنند.اما اکثر افراد به عنوان بخشی از یک گروه یا جامعه‌ای ازایده‌ها و استعدادهای گسترده –که پشتوانه برخی از مهم‌ترین اختراعات جهان بوده‌اند - نقش مفیدتر و مؤثرتری دارند.
اولین تک تراشه ریزپردازنده، نخستین بار در سال 1971 توسط «اینتل» معرفی و رونمایی شد.اولین کیسه هوای ایمنی اتومبیل، در شورولت مدل 1973 عرضه شد و اولین داروی ضد افسردگی در سال 1988بود که کشف و به بازار عرضه شد. اینها همگی نوآوری‌های بزرگی به حساب می‌آیند که کشف شدند و در طول سالیان بعد توسط یک گروه و نه افراد مجزا از هم، توسعه و تکامل یافته‌اند.
معیار واقعی نوآوری پایدار، خود اختراع نیست، بلکه منافع و مزایای پایداری است که این نوآوری نهایتا برای کسب‌وکار ایجاد می‌کند. نظم و مقررات و نوآوری متضاد یکدیگر نیستند،بلکه مکمل یکدیگرند. برای ایجاد یک فرهنگ نوآوری، مقادیر زیادی از انرژی سازمانی صرف غلبه بر سکون وتحلیل (کاهش) انرژی می‌شوند. اما هنگامی که یک ایده با موفقیت جنبه تجاری یافت و به سودآوری رسید، منابع جدیدی از انرژی، خلاقیت، نظم و مقررات و نیز منابعی که موجب رشد و استمرار یک فرهنگ نوآوری پایا و ماندگار می‌شوند، ظهور می‌کنند.
شرکت‌های موفق نوآوری را از زمانی که تنها یک مفهوم است تا زمانی که جنبه تجاری پیدا کند، به گونه‌ای مدیریت می‌کنند که نه تنها منجر به به وجود آمدن ایده‌های خوب می‌شود، بلکه همواره مسیر خود را تا تبدیل شدن به بسته‌ای از محصولات و خدمات، پیدا می‌کنند. 

محبوب‌ترین دستگاه‌های دیجیتال برای مدیران

بدون شک تکنولوژی امروزه نقش مهمی در زندگی روزمره افراد مختلف بازی می‌کند. در واقع حالا دیگر میزان نفوذ تکنولوژی و ابزارهایش در زندگی همه ما به اندازه‌ای شده است که نمی‌توان آن را حذف کرد. این در حالی است که برای همراهی با روند رشد جهان ناچار باید از تکنولوژی روز بهره گرفت. 


در این میان مدیران در سازمان‌ها، ادارات و شرکت‌های مختلف احتمالا نیاز به همراهی با تکنولوژی روز را بیشتر هم حس می‌کنند. مدیران در هر بخش و حوزه‌ای که فعالیت می‌کنند برای رشد کاری خود و شرکت تحت مسوولیت‌شان باید از ابزارهای تکنولوژی مانند دستگاه‌های دیجیتال قابل حمل شخصی و اپلیکیشن‌ها بهره بگیرند.

با این اوصاف است که این روزها بسیاری از مدیران می‌توانند جلسات کاری و مهم خودشان را حتی از راه دور هم مدیریت کرده و با خیالی آسوده به سفر بروند. آنها می‌توانند به موبایل‌های هوشمند و تبلت‌هایشان اعتماد کرده و از اپلیکیشن‌ها و برنامه‌های کاربردی مختلفی که برای مدیریت طراحی و تولید شده‌اند استفاده کنند تا کار مدیریت را به شکلی بهتر، موثرتر و خلاق‌تر انجام بدهند. این باعث می‌شود که مدیران در کنار مشغله‌های کاری‌شان، بتوانند زمان بیشتری را به خودشان و زندگی شخصی‌شان اختصاص بدهند.

تحقیقات و آمارهای مختلفی در این زمینه وجود دارد که نشان می‌دهد شرکت‌های بزرگ دنیا که روند رشد سریعی را دنبال می‌کنند، مدیران به روزی دارند که از تکنولوژی برای خلاقیت بیشتر استفاده می‌کنند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط بخش تحقیقاتی شرکت Dell، چیزی در حدود 60 درصد از مدیران شرکت‌های بزرگ و پیشرفته اعلام کرده‌اند که شرکت آنها از تکنولوژی روز استفاده می‌کنند.

 آنها معتقدند که استفاده آنها از ابزارهای تکنولوژی باعث شده است تا بتوانند خدمات بهتری را به مشتریانشان ارائه کنند و به همین دلیل استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات به یکی از استراتژی‌های اساسی و مهم برای آینده شرکت‌های آنها تبدیل شده است. به این ترتیب مدیران شرکت‌های بزرگ دنیا که در سال‌های اخیر شاهد رشد خوبی هم بوده‌اند اعلام کرده‌اند که صرف‌نظراز زمینه فعالیت هر شرکت، تکنولوژی به یکی از بخش‌های اصلی در هر صنعت و تجارت تبدیل شده است و به این دلیل برای موفقیت باید به خوبی از آن استفاده کرد.


ندا لهردی- دنیای اقتصاد

چگونه یک رهبر سازمانی فوق العاده باشیم

در سازمان‌های غیر دولتی پیشرو، همواره پای مدیرانی فوق‌العاده در میان است. به عنوان مثال، حضور مدیرانی چون خانم توران میرهادی و خانم نوش‌آفرین انصاری در شورای کتاب کودک و حضور خانم سعیده قدس در موسسه محک تاثیر بسزایی در موفقیت این سازمان‌ها داشته‌است. در سازمان‌های بین‌المللی هم شاید بتوان از موسسه پزشکان بدون مرز نام برد که توسط گروه معدودی از پزشکان و روزنامه نگاران فرانسوی در سال ۱۳۵۰ شمسی شکل گرفت و به دلیل توان رهبری و مدیریت گروه شکل‌دهنده، اکنون در ۶۰ کشور دنیا فعال است.
اما پرسش این‌جاست که چه خصوصیاتی، رهبر یک سازمان را تبدیل به یک رهبر فوق‌العاده می‌کند؟ آیا وجه تمایز آنان با سایر مدیران/ رهبران سازمانی، در تواناییشان برای تشویق هر چه بیشتر اعضا به کارهای گروهی است؟ آیا تیزبینی و خلاقیت ویژه‌ای دارند؟ و یا جسارت و روحیه‌ عمل‌گرای آنها کلید موفقیتشان است؟

پنج مرحله‌ برای عبور از مرحله رهبری سازمانی خوب به رهبری سازمانی فوق العاده (از خوب تا فوق‌العاده)

از دیدگاه جیمز کالینز – محقق برجسته حوزه پایداری و رشد شرکت‌ها- رهبران سازمانی می‌توانند پنج مرحله را تجربه کنند؛ در هر مرحله رهبر سازمانی به جز خصوصیت بارز آن مرحله، خصوصیات مرحله قبلی را نیز داراست.
• مرتبه یک: افرادی با توانایی‌ زیاد
در نخستین مرتبه، فرد با دانش تخصصی مشخصی آشناست و استعداد و توانایی لازم برای ارایه یک فعالیت خیلی خوب را دارد.
• مرتبه دو: اعضا با مشارکت فعالانه
در این مرتبه، فرد فعالانه از دانش و مهارت‌های خود استفاده می‌کند تا گروه موفق شود. او به خوبی با بقیه اعضا همکاری می‌کند تا بهره‌وری مناسبی داشته ‌باشند.
• مرتبه سه: مدیر تلاش‌گر 
یک مدیر تلاش‌گر توانایی سازماندهی گروهی افراد برای رسیدن به اهداف مشخص را دارد.
• مرتبه‌ چهار: رهبر موثر 
بیشتر مدیران برجسته از زمره رهبران موثر (مرتبه‌ چهارم) هستند. در این مرحله‌، فرد پتانسیل‌های فردی و مهارت‌های لازم برای ایجاد شور و شوق لازم در گروه، به قصد رسیدن به چشم‌انداز و اهدافی مشخص را دارد.
• مرتبه‌ پنج: رهبران فوق‌العاده 
در مرتبه‌ آخر، فرد همه‌ مهارت‌های چهار مرتبه‌ قبل را دارد و علاوه بر آن، به جای تمرکز بر منافع و ملاحضات شخصی، با اشتیاق فراوان به دغدغه و مقصود گروه/سازمان فکر می‌کند.

و اما چگونه می‌توانیم سازمان خود را هر چه بهتر و موثرتر مدیریت کرده و به عبارتی رهبری فو‌ق‌العاده باشیم؟

به پیشرفت شخصی تک تک اعضا توجه کنیم
در تیم‌هایی با رهبر فوق‌العاده، شاید بتوان گفت که هر عضو تیم، با اشتیاق و فعالانه مدیریت بخشی از کار را به عهده می‌گیرد. دلیل این نگرش اعضا تیم آن است که خود را صاحب اصلی آن تیم و دستاوردهایش احساس می‌کنند، نه یک مهمان یا یک عضو معمولی یا یک کارمند. روش ایجاد چنین نگرشی، توجه واقعی به پیشرفت شخصی تک تک اعضا است. رهبران فوق‌العاده، با اعضا خود وقت می‌گذارند تا با اهداف شخصی هر فرد آشنا شوند، پتانسیل‌های آنان را بشناسند و همچنین از نیازهای آنها برای توسعه مهارت‌هایشان آگاهی یابند. این رهبران سعی می‌کنند که برنامه توسعه حرفه‌ای تیمشان را با تخصیص وقت، زمان و هزینه‌های لازم حمایت کنند. آنها فعالانه گوش می‌دهند، توجه می‌کنند و از انگیزه‌ها و چشم انداز رشد و پیشرفت گروه خود مطلع هستند.
با شور و علاقه رهبری کنیم
یکی از مهم‌ترین مکانیزم‌های رهبری افراد، به ویژه در فعالیت‌های مردم‌نهاد، الگوسازی برای اعضا تیم است. به عنوان مثال، اگر رهبر یک تیم شخصی بی‌نظم باشد و همیشه با تاخیر در جلسات حاضر شود، به سختی می‌توان انتظار داشت که اعضا منظم و سروقت باشند. به قولی، رطب‌خورده منع رطب چون کند؟
رهبران فوق‌العاده از این مکانیزم الگوسازی برای ایجاد شور و اشتیاق در تیم استفاده می‌کنند. وقتی اعضا تیم انگیزه و انرژی زیاد رهبر گروه را مشاهده کنند، آنها نیز با شور و شوق به انجام کارها مشغول خواهند شد. در سازمان‌های مردم‌نهاد و داوطلبانه که اساس آنها پرداختن به یک دغدغه جمعی است، ایجاد شور و اشتیاق در گروه از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت رهبر سازمان است.
تیمی از بهترین‌ها درست کرده و کمک‌ کنیم تا تیمی از فوق‌العاده‌ها شوند 
یکی از مهم‌ترین کارهایی که یک رهبر فوق‌العاده انجام می‌دهد، پیداکردن «بهترین فرد» برای انجام هر کار است. اگرچه "مهارت و تخصص" انجام کار عامل مهمی در شناسایی بهترین‌هاست اما انگیزه و چشم اندازهای افراد نیز در شناسایی آنها مهم است. بدین معنی که بهترین‌ها آنهایی هستند که کاری که به آنها محول می‌شود مطابق با استعدادها، پتانسیل ها، چشم انداز رشد و توسعه و همچنین سطح مهارت‌ها و دانش تخصصیشان باشد.
رهبران فوق‌العاده پس از آنکه تیمی از بهترین‌ها تشکیل دادند، زمان زیادی را صرف حمایت از اعضا تیم برای استفاده از تمام پتانسیل فکری و تخصصیشان می‌کنند. این حمایت می‌تواند از جنس هم‌فکری، پشتیبانی از افراد در ارائه ایده‌های جدید، تشویق آنها به یادگیری بیشتر و غیره باشد.
تا می‌توانیم مشورت کنیم و از دیگران کمک بخواهیم 
در جوامع حرفه ای سنتی‌تر، کمک خواستن از دیگران و پرسیدن نظر آن‌ها در مورد جزییات کار، به عنوان یک نقطه ضعف پنداشته می‌شود. در چنین جوامعی باور رایج این است که رهبر سازمان باید همیشه و در کلیه موارد تخصص و آگاهی کامل از کلیه موضوعات را داشته باشد. اما در جوامع حرفه‌ای پیشرفته‌تر، استفاده از نظرات کارشناسانه مشاوران در حوزه‌های مرتبط، افق‌های تازه فکری باز می‌کند. مشورت کردن و کمک خواستن از دیگران، فرصت استفاده از ایده و تجربه دیگران را فراهم می‌کند و به این شکل، پتاسیل فکری که برای رهبری گروه به کار می‌رود محدود به توانایی‌های یک فرد نخواهد بود.
بیش از «من» به «ما» توجه کنیم 
اگر موفقیت‌ها و دستاوردهای گروه تنها به حساب رهبر گروه/سازمان گذاشته ‌شود، یا او بر نقش تک تک اعضا در این موفقیت –چه داخل گروه و چه بیرون از آن- توجه نداشته باشد، چه اتفاقی خواهدافتاد؟ آیا احساس تعلق اعضا با گروه پایدار خواهد ماند؟ بدون آنکه اعضا هدف گروه را هدف خودشان بدانند، آیا کارهای فوق‌العاده صورت خواهد پذیرفت؟
یکی از ویژگی‌های رهبران فوق‌العاده آن است که در صحبت‌ها و رفتارشان، کمتر اثری از «من» می‌توان یافت. آنها بیشتر بر اسم، هویت و پیشرفت گروه خود تعلق خاطر دارند تا خودشان. این نگرش آرام آرام تبدیل به فرهنگ گروه می‌شود و موجب می‌گردد که هر عضو گروه‌ خودش کارهای خودش را رهبری نماید. فراموش نکنیم که در کارهای داوطلبانه و مردم‌نهاد، سرمایه و ثبت حقوقی و فرآیندهای کاری مشخص همه در اولویت دوم قرار دارد و زمانی سازمان/گروه ما شکل می‌گیرد که دغدغه‌ اصلی آن در دل اعضا گروه خانه کرده باشد.
مسئولیت اشتباهات را به عهده‌بگیریم 
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رفتاری رهبران فوق‌العاده آن است که مسئولیت آنچه را که گروه انجام می‌دهد به عهده می‌گیرند و به این شکل، امنیتی برای اعضا ایجاد می‌کنند که با جسارت بیشتر به کارشان ادامه دهند. در کنار پذیرش مسئولیت، آنها اشتباهات را به صورت گروهی ریشه‌یابی می‌کنند تا در آینده تکرار نشوند. مهم‌تر این که در تحلیل اشتباهات گروه، به جای آنکه بر پیداکردن مقصر متمرکز باشند، به ساختار و سیستمی که باعث بروز آن مشکل شده توجه می‌نمایند.

با یادآوری و تمرین گام‌های مذکور، ما نیز می‌توانیم در رهبری سازمان خود رهبری فوق‌العاده باشیم.

این نوشته بر اساس تجربه‌ی نگارنده در سازمان‌های داوطلبانه و مردم‌نهاد مختلف و با برداشت از منابع زیر تهیه شده‌است:
- Greenleaf, R. (1977). Servant leadership, Paulist Press
- Fullan, M. et all (2007). The Jossey-Bass Reader on Educational Leadership, John Wiley & Sons: San Francisco
- http://www.jimcollins.com/media_topics/level-5.html
- http://www.mindtools.com/pages/article/level-5-leadership.htm

منبع: مدرسه کارفرینی پرتو

پيشنهاد فروش و بازاريابي منحصر به فرد

سیده سارا قافله باشی
هر تبليغ بايد حاوي يك پيشنهاد فروش و بازاریابی منحصر به فرد براي مصرف‌كننده باشد و جهت اثرگذاري اوليه در خصوص آن برند، بايد به صراحت بگويد ‌اين محصول را بخريد و از‌ اين فايده منحصر به فرد آن بهره‌مند شويد. پيشنهاد فروش منحصر به فرد (usp: unique selling proposition) يك مفهوم بازاريابي است كه شركت در تبليغات يا پروموشن‌هاي خود از آن استفاده كرده و مزيت‌هاي رقابتي خود را از رقبا جدا مي‌كند.


امروزه در محیط‌های رقابتی، شرکت‌ها علاوه بر داشتن پیشنهاد فروش منحصر به فرد نیازمند پیشنهاد بازاریابی منحصر به فرد (ump: unique marketing proposition) نيز می‌باشند. هر شرکتی می‌بایست هر دو نوع پیشنهاد را به مشتریانش ارائه کند تا بتواند یک گام از رقبا پیشی بگیرد. در usp به دنبال این هستیم که محصولی که توسط شرکتی ارائه می‌شود چرا از دیگر رقبا متمایز است و برای تکمیل کردن این پیشنهاد، نیاز به آن داریم که ump را ارائه کنیم به‌طوري‌كه بیانگر آن باشد که چگونه می‌توانیم محصولی را تولید کنیم که نیاز‌های بازار هدف را به درستی شناسایی کرده و بتواند مزیت رقابتی بزرگ‌تری را به دست آورد. پيشنهاد ارائه شده بايد به نحوي باشد كه رقبا آن را عرضه نكرده باشند و حتي قادر به ارائه آن هم نباشند. هر تبليغي فقط نقش يك تبليغ يا نمايش محصول را ندارد، بلكه هر تبليغي بايد نشان‌دهنده يك مزيت براي مشتري باشد و به مشتري بگويد من را بخر و در ازاي آن منافعي را دريافت كن.‌ اين پيشنهاد منحصر به فرد بايد مشتریان را متقاعد كند كه به جاي استفاده از برندهاي رقيب، برند او را انتخاب كنند.
به خصوص در بازارهايي كه محصولات در آنها بسيار مشابه هستند، داشتن يك usp و umpدر كمپين‌هاي تبليغاتي براي عبور از هياهوي پيام‌هاي رقبا بسيار ضروري است، اما بهترين راه براي بهره گيري مناسب از آن اين است كه، بازاريابان خود را به جاي مشتري قرار داده و تشخيص دهند كه چه چيزي رفتار مشتري و تصميم او به خريد را برمي‌انگيزد. براي‌اين منظور از خود مشتري به عنوان بهترين منبع اطلاعاتي مي‌توان بهره گرفت. پس در ump ما در آینده سیر می‌کنیم و در usp در حال هستیم. براي تعيين usp گام‌هاي زير را برداريد: ارزشي كه توسط برند محصول شما به مشتري انتقال پيدا مي‌كند را مشخص كنيد. آن ويژگي‌هايي كه برند شما را در مقابل رقيب مستقيمتان متمايز مي‌كند ليست كنيد. ويژگي‌هايي كه از نظر خريداران و مصرف كنندگان نهايي آن برند اهميت بيشتري دارند را تعيين كنيد. ويژگي‌هايي كه توسط رقبا به سادگي تقليد نمي‌شوند را تعيين كنيد. ويژگي‌هايي كه ارتباط مناسب‌تري با مصرف‌كنندگان برقرار كرده را مشخص كنيد. يك پيام به ياد ماندي از‌اين پيشنهاد منحصر به فرد تهيه كنيد و‌اين كه شما چگونه مي‌توانيد‌ اين پيام را به گوش خريداران و مصرف‌كنندگان نهايي رسانده و با آنها ارتباط برقرار كنيد را تعيين كنيد؟
برای تعیین ump بايد به سوالات زیر پاسخ داده شود: محصولات شما در کجای بازارگاه قرار می‌گیرد؟ محصولات رقبا در کجای بازارگاه قرار می‌گیرد؟ کدام نقطه از بازار نیازی دارد که هنوز کالایی برای آن تعریف نشده است؟
برای تعریف نیاز‌ها بايد از آمیزه بازاریابی که شامل قیمت، محصول، مکان توزیع و پروموشن می‌باشد، استفاده کرد كه می‌تواند به سوالات فروش و بازاریابی پاسخ دهد: شرکت چه كالايي می‌فروشد؟ هزینه‌ای که مشتری بابت آن می‌پردازد به چه مقدار است؟ با استفاده از چه کانال‌های توزیعی می‌توان به مشتریان هدف رسید؟ چگونه محصول خود را به مشتری نشان بدهیم؟
usp يك ابزار برندينگ قوي به شمار مي‌آيد كه به اثربخشي ump و فعالیت‌های بازاریابی در این حوزه همچون تبليغات رسانه‌اي، وب سايت، بسته بندی، پرسنل فروش و....كمك مي‌كند و سبب مي‌شود كه نام برند محصول آن در ذهن مشتريان ماندگار شود.
شركت‌ها نيازمند به جايگاه مناسب در ميان رقبا و پيدا كردن نقطه متمايز‌كننده در صنعت مورد نظر مي‌باشند. هر نوع متمايزسازي اثر بخش نخواهد بود. به طور مثال امروزه بهترين كيفيت محصول به عنوان يك متمايز‌كننده محصول محسوب نمي‌شود. در مواردي اثبات شده است كه بهبود كيفيت باعث رضايت مشتري شود، اما ‌اين امر منجر به تعهد مشتري نمي‌شود. در نتيجه بايد روشي ديگر براي منحصر‌به‌فرد بودن را پيش گرفت. تمايز در قيمت در صورتي كه با مزايا و منفعتي كه آن محصول براي مشتريان دارد همخواني داشته باشد مناسب يك پيشنهاد منحصر به فرد در فروش مي‌باشد. البته تمايز قيمت مي‌تواند در جهت افزايش يا كاهش آن باشد. به طور مثال محصولي با قيمت بالا، پرستيژ بالا را براي مشتري به همراه دارد. گاهي داشتن يك شخصيت مناسب در ذهن مشتري يا برجسته كردن دوره عمر زياد آن برند منجر به گرفتن فضاي زيادي از سهم قلبي مشتري مي‌باشد كه خود يك روش متمايز‌كننده در ميان رقباي ديگر مي‌باشد.
شركت‌ها مي‌توانند براي متمايز سازي محصولات خود در ميان رقبا از روش‌هاي زير استفاده نمايند:
برترين كارآيي و عملكرد، قابل اعتماد بودن به ميزان بالا، ديرپايي (عمر دراز)، برترين‌ايمني، ارزشمند در برابر قيمت پرداختي، ارزان‌ترين و گران‌ترين، سرمايه اعتبار و افتخار، بهترين طراحي شكل ظاهري، كاربري آسان، برخورداري محصول از يك نشانه يا ويژگي مخصوص، سودمندي و كاربرد خاص.


منبع: دنیای اقتصاد