گفتمش: دل مي‏خري؟!

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود ...

نجات غریق

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه

 می‌شود كه کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب می‌پرد و او را نجات می‌دهد.

اما پیش از آن که نفسی تازه کند .

فریادهای دیگری را می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد.

 اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک می‌خواهند

 می‌شنود. او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌کند که در چنگال امواج خروشان

 گرفتار شده‌اند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یکی یکی به

 رودخانه می‌انداخت.

 شرح حکایت

برخی مدیران و سازمانها این گونه عمل می‌کنند.

در این سازمانها به جای درمان ریشه، به کندن برگ های زرد رغبت بیشتری نشان

 داده می‌شود.به عبارت دیگر به جای علت یابی و رفع مشکلات، صرفاً به اصلاح آنها

 می‌پردازند. آیا بهتر نیست ضمن چاره‌جویی برای عوارض و مسائل پیش‌آمده،بر روی

 علل هم تأثیر گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها

و منابع با ارزش جلوگیری شود؟


 

السلام علیک یا جدتی المظلومه یا زهراء ...

الهی بشــکند دســـت مغیره

میان کوچه ها بی مادرم کرد


شعری از خودم در ادامه مطلب:

ادامه نوشته

مجموعه کوچکی از لوگو های گوگل !

مجموعه ای از لوگو های گوگولی گوگل! در ادامه مطلب:


+ بچه ها لطفا آدرس وبلاگ رو برای بچه های جدید الورود اطلاع رسانی کنید. ممنون

ادامه نوشته

بازی رایانه‌ای «اخراجی‌ها» از تیرماه وارد بازار می‌شود

طلسمی که می‌شکند

با ورود بازی رایانه‌ای «اخراجی‌ها» به بازار این تجربه سینمایی مسعود ده‌نمکی در زمینه تعامل سینما و بازی‌های رایانه‌ای هم خط شکنی را عهده‌دار می‌شود تا طلسم تعامل این دو حوزه سرانجام شکسته و صورتی پویا به خود بگیرد.

به گزارش هنرنیوز، مدیر پروژه تولید این بازی رایانه‌ای اعلام کرده است: «بازی رایانه‌ای "اخراجی ها" تیرماه امسال توسط ویژه‌پرداز پارس وارد بازار می‌شود.» و در صورت تحقق این وعده «اخراجی‌ها» عنوان نخستین بازی سینمایی را در جهان مجازی بازی‌های رایانه‌ای از آن خود خواهد کرد. نادر لطفی مدیر پروژه این بازی رایانه‌ای می‌گوید: بازی رایانه ای «اخراجی ها» نیز در حال ساخت است که 40 درصد کار پیشرفته است، این بازی تلفیقی از اخراجی های 1و2 است. مدیر پروژه این بازی رایانه‌ای درباره سریوس (serious game) بازی‌های جدی گفت: این بازی ها فقط جنبه آموزشی داشته و به دور از فضای سرگرمی و تفریح است. انتخابات مجازی از جمله بازی های جدی که سال گذشته برای وزارت کشور ساخته شد و وظیفه آموزش پرسنل هیئت های اجرایی و نظارتی انتخابات را بر عهده داشت.

 

انتشار این خبر در حالی است که نشست مشترک هفته گذشته میان معاون امور سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمعی از بازي‌سازان رایانه‌ای بهانه‌ای بود تا بار دیگر لزوم تعامل و هم‌افزایی دو حوزه سینما و بازی‌های رایانه‌ای مورد تأکید قرار گیرد. نکته‌ای که پیش‌تر و در قالب ماده‌ای از دفارچه سیاست‌های کلی معاونت سینمایی جدید هم بر آن تأکید شده بود؛ «تلاش خواهد شد همزمان با توليد فيلم‌هاي سينمايي كه سوژه آنان براي بازي‌هاي رايانه‌اي مناسب تشخيص داده شود، بازي رايانه‌اي اين نوع فيلم‌ها نيز در دستور كار توليد حمايتي مركز قرار گيرد.» این مختصر در دفترچه سیاست‌های سینمایی، اگرچه به اعتراف جواد شمقدری، نشانی از پرداخت «کافی» به حوزه بازی‌های رایانه‌ای در سیاست‌های معاونت سینمایی نداشت، اما با نشست اخیر و وعده دوبرابر شدن بودجه این حوزه، می‌توان سرانجام امیدوارکننده‌ای برای‌ آن ترسیم کرد. اما در کنار این وعده‌ها دغدغه‌ برای بهره‌گیری از پتانسیل تولید بازی‌های رایانه‌ای براساس ساخته‌های سینمایی در میان سینماگران هم نمودهایی داشته‌است. دغدغه‌هایی که اگرچه تا به اکنون به صدور محصولی شناسنامه‌دار و قابل ارجاع نیانجامیده اما می‌توان آن‌ها را پیش زمینه‌ای برای تحقق وعده‌های مدیران دانست.

مجيد سوزوكي در دنياي مجازي

اگر تولید بازی رایانه‌ای «سرزمین گمشده» براساس مجموعه تلویزیونی «شب‌های برره» در سال 86 را نخستین تلاش در زمینه تبدیل آثار سینمایی- تلویزیونی به بازی‌‌های رایانه‌ای بدانیم، این موضوع در حوزه سینما به‌رغم اعلام‌های چندباره هنوز مصداق قابل عرضه‌ای ندارد. اولین‌بار تولید بازی رایانه‌ای از یک محصول سینمایی در حاشیه تولید فیلم سینمایی «اخراجی‌ها2» مطرح شد. درست در روزهایی كه مسعود ده‌نمكي و گروهش در شهرك سينماي دفاع مقدس سرگرم فيلمبرداري بخش‌هاي پاياني «اخراجي‌ها2» بودند، خبررسید در يكي از شركت‌هاي تهيه و توليد بازي‌هاي رايانه‌اي گروهي به سرپرستي نادر لطفي مشغول تهيه و توليد بازي «اخراجي‌ها» هستند. اين بازي كه در آن مقطع مراحل آماده‌سازي را سپري مي‌كرد قرار بود همزمان با اكران اخراجي‌ها2 به شكل گسترده توزيع شود. لطفي درباره روند آماده‌سازي اين بازي گفته بود: فيلمنامه بازي «اخراجي‌ها» به سرپرستي بنده و زير نظر تيمي از نويسندگان در حال نگارش است و هم زمان كار طراحي شخصيت‌هاي بازي نيز بر اساس عكس‌هاي بازيگران در حال انجام است، چراكه حدود 80 درصد از كاركترهاي بازي بر اساس شخصيت‌هاي خود فيلم طراحي شده‌اند، به نحويي‌كه شخصيت اصلي كار يعني مجيد سوزكي طي بازي و به فراخور موقعيت‌هاي كه در آن قرار مي‌گيرد با شخصيت‌هاي مختلف فيلم از جمله بايرام، بيژن، مرتضي و... روبه‌رو مي‌شود. بنا به گفته لطفي تمام لوكيشن‌هاي شاخص فيلم از جمله محله و خانه مجيد سوزكي، پادگان و همچنين بيمارستان صحرايي كه مجيد در آن به شهادت رسيد در بازي «اخراجي‌ها» طراحي شده و از موسيقي فيلم نيز بعنوان موسيقي متن بازي شده است.

ملک سلیمان در انتظار پروانه

پس از اخراجی‌ها این داستان اندکی در هاله فراموشی فرو می‌رفت تا همین روزهای اخیر که خبر تولید بازی رایانه‌ای بر اساس دو فیلم سینمایی باردیگر در خروجی رسانه‌ها قرارگرفت. فیلم عظیم و پرهزینه «ملک سلیمان» که در بهره‌گیری از تکنیک‌های کامپیوتری نمونه‌ای بی‌نظیر در سینمای ایران محسوب‌ می‌شود، یکی از این فیلم‌هاست که خبر رسیده بازی رایانه‌ای ‌آن بر اساس نسخه سینمایی‌اش ساخته می‌شود. براین اساس بازی رایانه‌ای «ملک سلیمان» بر اساس نسخه سینمایی این فیلم به تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده ساخته می‌شود. این ایده هنوز در مرحله طرح است و طبق احتمالات به زودی پروانه ساخت این بازی از سوی اداره کل همکاری سمعی و بصری و نمایش خانگی صادر خواهد شد. مدتی است کارهای فنی ساخت این بازی آغاز شده و تیم سازنده بازی کاراکتر اصلی این بازی را برادر حضرت سلیمان(ع) قرار داده‌اند. در حوزه تولید این بازی،‌ بنیاد ملی بازی‌‌های رایانه‌ای مشارکت خواهد داشت. «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی و تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده با موضوع زندگی حضرت سلیمان (ع) برای اولین بار در جشنواره بیست‌وهشتم فیلم فجر نمایش داده شد. در این فیلم که ساخت آن ۵ سال به طول انجامیده، امین زندگانی، محمود پاک‌نیت، حسین محجوب، مهدی فقیه و... به ایفای نقش پرداخته‌اند. جلوه‌های ویژه این فیلم که توسط لئولئو اجرایی شد از نکات قابل توجه و از برگ برنده‌ةای این اثر متفاوت محسوب می‌شود که پتانسیل بصری آن برای تبدیل به ربازی رایانه‌ای را دوچندان کرده است.

بازی گرفتن از وحشت «آل»

دیگر فیلمی که برای ورود به عرصه بازی‌های رایانه‌ای دورخیز کرده است، فیلم «آل» اولین ساخته سینمایی بهرام بهرامیان است. بهرام عظیمی فیلمنامه‌نویس این فیلم که دستی بر آتش انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای دارد، درباره ایده تولید بازی «آل» می‌گوید: علی معلم این ایده را داشت که پس از اکران فیلم، بازی کامپیوتری آن به بازار بیاید. ما قبل از این در ایران چنین سیستمی نداشتیم که بعد یا همزمان با اکران یک فیلم، بازی‌اش نیز در دسترس مردم قرار بگیرد. این فیلم پر از گره و معما است و از حضور شخصیتی منفی و قوی یعنی آل بهره می‌برد که همه شاخصه‌ها، بستر مناسبی برای ساخت بازی کامپیوتری است. عظیمی عرصه تولید بازی‌های کامپیوتری در ایران را رو به رشد می‌داند و می‌افزاید: در چند سال اخیر بازی‌های موفقی تولید شده که از کیفیت‌های خوبی برخوردار بودند و امید می‌رود که حتی تا بر اساس آنها فیلم نیز ساخته شود ولی از آنجایی که یک فیلم سینمایی مخاطب‌ زیادی دارد فعلا در کشور ما معقولانه‌تر این است که بر اساس یک فیلم سینمایی موفق، بازی ساخته شود. وی درباره اعلام حمایت بنیاد بازی‌های رایانه‌ای از ساخت بازی «آل»، گفت: ظاهرا بنیاد بازی‌های رایانه‌ای از ساخت بازی «آل» حمایت کرده و تصمیم گرفته‌اند تا در تولید این بازی سهیم باشند. وی درباره دیگر جزئیات تبلیغی این فیلم، گفت: علی معلم، راه استانداردی را برای تولید و تبلیغ یک فیلم سینمایی در پی گرفته که علاوه بر تولید خود فیلم، شامل فعال‌سازی سایت آن و ساخت بازی‌ این فیلم می‌شود و همین طور قرار است این فیلم از تبلیغات خاصی برخوردار باشد وحتی صحبت این شده که همزمان با اکران فیلم، محصولات جانبی درباره آن تولید شود و در دسترس کسانی که فیلم را می‌بینند قرار بگیرد. بهرام عظیمی همچنین می‌گوید: مطمئنا این بازی همزمان با اکران فیلم آماده نمی‌شد، چون قرار بود که فیلم نوروز ۸۹ اکران شود و تولید یک بازی حداقل یک سال طول می‌کشید. اما مطمئنا اکران فیلم باعث می‌شود که مردم از بازی‌اش استقبال کنند.

با تمام این گفته‌ها، وعده‌ها و انتظارات اما آنچه حائز اهمیت است قبول این نکته است که ایران در رسیدن به مراحل فنی لازم برای عرض اندام در حوزه تولیدات کامپیوتری، فاصله چندانی با استانداردهای کشورهای رقیب ندارد. اما آنچه فعلیت‌ این پتانسیل را دچار تأخیر کرده‌است، نبود مدیریت دغدغه‌مند و یکپارچه در این حوزه تا به امروز است. بی‌‌تردید اما اتفاقاتی چون سیاست‌های حمایتی و نیز وعده دوبرابر شدن بودجه این بخش از سوی جواد شمقدری روزنه‌ای از امید در مسیر دستیابی به بازاری فعال و تأثیرگذار در عرصه تولید بازی‌های رایانه‌ای در داخل و خارج کشور است.

منبع : هنر نیوز


پی نوشت:

وبلاگ شخصی مسعود ده نمکی (کلیک کنید)


تست

آرزو زارعی

آی پی شما چنده؟

این سایت اطلاعاتی در مورد آی پی شما (که باهاش کانکت هستین) به شما ارائه میکنه. همچنین می تونید سرعت واقعی اینترنتتون رو هم بسنجید. امتحانش مجانیه  :

http://whatismyipaddress.com/

علامه جعفري و ازدواج با زيباترين دختر دنيا

از علامه جعفري مي‌پرسند چي شد که به اين کمالات رسيدي؟! ايشان در جواب خاطره‌اي از دوران طلبگي تعريف و اظهار مي‌کنند که هرچه دارند از کراماتي است که به دنبال اين امتحان الهي نصيبشان شده: «ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتيم. خيلي مقيد بوديم، در جشن‌ها و ايام سرور، مجالس جشن بگيريم و ايام سوگواري را هم، سوگواري مي‌گرفتيم.

مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا مي‌خوانديم و شربتي مي‌خورديم. آن گاه با فکاهياتي مجلس جشن و سرور ترتيب مي‌داديم.

آقايي بود به نام آقا شيخ حيدرعلي اصفهاني که نجف‌آبادي بود. معدن ذوق بود. او که مي‌آمد من به الکفايه قطعاً به وجود مي‌آمد جلسه دست او قرار مي‌گرفت. 

آن ايام مصادف شده بود با ايام قلب‌الاسد (10 تا 21 مرداد) که ما خرماپزان مي‌گوييم و نجف با 25 يا 35 درجه خيلي گرم مي‌شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقي درست شده بود و پشه‌هايي به وجود آمده بود که عرب‌هاي بومي را اذيت مي‌کرد. ما ايراني‌ها هم که، اصلاً خواب و استراحت نداشتيم.آن سال آنقدر گرما زياد بود که اصلاً قابل تحمل نبود نکته سوم اين‌که حجره من رو به شرق بود. تقريباً هم مخروبه بود.من فروردين را آنجا به طور طبيعي مطالعه مي‌کردم و مي‌خوابيدم. ارديبهشت هم مقداري قابل تحمل بود، ولي ديگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود. 

گرما واقعاً کشنده بود. وقتي مي‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل اين بود که با دست نان را از داخل تنور برمي‌دارم، در اقل وقت و سريع! 

با اين تعاريف اين جشن افتاده بود به اين موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود. ما بعد از شب نشستيم، شربت هم درست شد، آقا شيخ حيدرعلي اصفهاني که کتابي هم نوشته بود به نام «شناسنامه خر» آمد. 

مدير مدرسه‌مان، مرحوم آقا سيداسماعيل اصفهاني هم آنجا بود. به آقا شيخ علي گفت: آقا شب نمي‌گذره، حرفي داري بگو، ايشان يک تکه کاغذ روزنامه در آورد. 

عکس يک دختر بود که زيرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زيباترين دختر روزگار)، گفت: آقايان من درباره اين عکس از شما سوالي مي‌کنم. 

اگر شما را مخير کنند بين اين‌که با اين دختر به طور مشروع و قانوني ازدواج کنيد (از همان اولين لحظه ملاقات عقد جاري شود و حتي يک لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگي کنيد، با کمال خوشرويي و بدون غصه، يا اين‌که جمال علي(ع) را مستحباً زيارت و ملاقات کنيد، کدام را انتخاب مي‌کنيد. 

سوال خيلي حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زيارت علي(ع) هم مستحبي. گفت: آقايان واقعيت را بگوييد. جانماز آب نکشيد، عجله نکنيد، درست جواب دهيد. 

اول کاغذ را مدير مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهاني، گفت: سيدمحمد! ما يک چيزي بگوييم نري به مادرت بگويي‌ها؟ معلوم شد نظر آقا چيست. شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زير خنده. کاغذ را به دومي دادند. نگاهي به عکس کرد و گفت: آقا شيخ علي، اختيار داري، وقتي آقا (مدير مدرسه) اين‌طور فرمودند مگر ما قدرت داريم که خلافش را بگوييم. آقا فرمودند ديگه! خوب در هر تکه خنده راه مي‌افتاد.

نفر سوم گفت: آقا شيخ حيدر اين روايت از امام علي(ع) معروف است که فرموده‌اند: «يا حارث حمداني من يمت يرني» (اي حارث حمداني هر کي بميرد مرا ملاقات مي‌کند)‌ 

پس ما ان‌شاءالله در موقعش جمال علي(ع) را ملاقات مي‌کنيم! باز هم همه زدند زيرخنده، خوب اهل ذوق بودند. واقعاً سوال مشکلي بود. يکي از آقايان گفت: آقا شيخ حيدر گفتي زيارت آقا مستحبي است؟ گفتي آن هم شرعي صد درصد؟ آقا شيخ حيدر گفت: بلي. 

گفت: والله چه عرض کنم. (باز هم خنده حضار)‌ 

نفر پنجم من بودم. اين کاغذ را دادند دست من. ديدم که نمي‌توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدي، گفتم: من يک لحظه ديدار علي(ع) را به هزاران سال زناشويي با اين زن نمي‌دهم. يک وقت ديدم يک حالت خيلي عجيبي دست داد. تا آن وقت همچو حالتي نديده بودم. شبيه به خواب و بيهوشي بلند شدم. اول شب قلب‌الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غيرعادي، حجره رو به مشرق ديگر نفهميدم، يک‌بار به حالتي دست يافتم. يکدفعه ديدم يک اتاق بزرگي است يک آقايي نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قيافه‌اي که شيعه و سني درباره امام علي(ع) نوشته در اين مرد موجود است. يک جواني پيش من در سمت راستم نشسته بود. پرسيدم: اين آقا کيست؟ 

گفت: اين آقا خود علي(ع) است، من سير او را نگاه کردم. آمدم بيرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسيده دست نفر نهم يا دهم، رنگم پريده بود. نمي‌دانم شايد مرحوم شمس‌آبادي بود خطاب به من گفت: آقا شيخ محمدتقي شما کجا رفتيد و آمديد؟ نمي‌خواستم ماجرا را بگويم، اگر بگم عيششون بهم مي‌خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضيه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خيلي منقلب شدند. 
خدا رحمت کند آقا سيداسماعيل (مدير) را خطاب به آقا شيخ حيدر، گفت: آقا ديگر از اين شوخي‌ها نکن، ما را بد آزمايش کردي. اين از خاطرات بزرگ زندگي من است.


مير گل‌محمدي / وبلاگ «قلم سياسي»

عکس هایی از شهر بازی های خفن هیجان انگیز!

می دونم سخته ولی باید برید به ادامه مطلب :


+ لیست موضوعات وبلاگ به روز شد، لطفا در تیک زدن موضوعات مرتبط کوشا باشید!

ادامه نوشته

عکس هایی از ترور شهید مطهری

به مناسبت روز معلم و سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری عکس هایی در رابطه با ترور این شهید بزرگوار می ذارم:

بعضی از عکس ها کمی خشن هستند. (۱۲+)

عکس ها در ادامه مطلب :

ادامه نوشته

عکس های مار 5 سر!

عکس های این مار عجیب الخلقه ی ۵ سر در ادامه مطلب :

ادامه نوشته

پس زمینه های متحرک برای گوشی

مجموعه ای از پس زمینه های متحرک برای گوشی با فرمت GIF

دانلود       حجم: 14.53 مگابايت

پسورد فايل زيپ : www.asanmob.com

منبع


+

یک موسیقی ملایم برای بعد از ظهر شنبه!

دانلود

خبرنگار بازداشت شده صداوسیمای جمهوری اسلامی در ایتالیا آزاد شد.

 

سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا با تایید خبر آزادی حمید معصومی نژاد؛ گفت : دادستانی میلان با تبدیل وضعیت بازداشت خبرنگار واحد مرکزی خبر به حبس خانگی موافقت کرده است حمید معصومی نژاد خبرنگار واحد مرکزی خبر؛ ساعت 22 و 25 دقیقه به وقت تهران آزاد و مستقیم راهی منزل خود در رم شد.

سید محمد علی حسینی روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا در رم گفت :با تلاش ها و پیگیری های مستمر به عمل آمده و ملاقات ها و رایزنی های فشرده و همه جانبه با مقامات سیاسی و قضایی ایتالیا ؛ آرماندو اسپاتارو معاون دادستان کل میلان با تبدیل وضعیت بازداشت معصومی نژاد موافقت کرد.

سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا با تقدیر از تعامل خوب اسپاتارو بااین پرونده ؛ ادامه داد: در ادامه رایزنی های سفارت ایران با معاون دادستانی کل میلان ؛ همچنین با فعالیت حرفه ای معصومی نژاد نیز موافقت شد.

به گفته حسینی براساس این موافقت ؛ خبرنگار واحد مرکزی خبر می تواند ازساعت 8:30 تا 16 در محل کار خود فعالیت حرفه ای داشته باشد.

سفیر جمهوری اسلامی ایران در رم با تشکر از وزارت امورخارجه ایتالیا اظهار داشت : آقای متکی وزیر امور خارجه در دو تماس تلفنی با همتای ایتالیایی خود پیرامون پرونده دو تبعه ایرانی گفت و گوی اثربخش و کارسازی داشت.

حسینی با بیان اینکه بزودی خبر خوش آزادی علی دمیرچی لو نیز به اطلاع هموطنان و خانواده او خواهد رسید؛ گفت که برای پیگیری پرونده دمیرچی لو بطور جداگانه مذکرات مفصلی از سوی سفارت ایران در رم و سرکنسول جمهوری اسلامی در میلان انجام شده است و این اقدام تا نتیجه نهایی ادامه خواهد یافت .سفیر جمهوری اسلامی ایران آزادی معصومی نژاد را به هموطنان و خانواده وی تبریک گفت پلیس ایتالیا 12 اسفند 1388 حمید معصومی نژاد خبرنگار صدا و سیما را به اتهامات واهی دستگیر و روانه زندان کرد.


منبع

آرایش 5 دقیقه ای


آرایش 5 دقیقه ای


مـعــمولا خانم ها به دنبال روشی هستند تا مدت زمان آرایش خود را کوتاهتر کنـنـد. در ایـن قسـمـت راه کــارهایی برای آرایشی ساده ظـرف مـدت زمـان ۵ دقـیـقـه و یـا حـتـی کوتاهتر بیان شده است:


دقیقه اول: قـلم مـوی رنـگ بـر را بـرداشـتــه وبـر روی گـودی چشـم، کـک و مـک ها و هرگونه کـبودی و سرخی موجود بر روی پوست بزنـید وبـا نــوک انگشتان خود بر روی قسمت های ذکرشده ضربه های آرامی وارد کنید تا مواد بخوبی جـــذب پوست شما شده و نقاط مذکور را کاملا پوشش دهند.
دقیقه دوم: با پد و یا فرچه مخصوص پن کک رابـه طـور یکسان به قسمت های مختلف پوست خـود بـزنـیـد. الـبـتـه ایـن کـار را با ملایمت انجام دهید تا باعث از بین رفتن بیرنگ کننده نشود.
دقیقه سوم: قـلـمو را بـه پودر پوشش دهنده آغشته کنید و آن را بــه زیر، بالا و اطراف چشم خود به خوبی بمالید.
دقیقه چهارم: بـا استفاده از فر مژه، مژه های خــود را حـالت دهید سپس از ریمل سیاه رنگ اســـتفاده کرده و آنرا تنها بر روی نوک مژه های خود بزنید.
دقیقه پنجم: به وسـیــله یک رژگونه برنز رنگ،گــونه و پشت چشمهای خود را کمی تیره کنید
و در آخـر نـیـز از رژ لب مورد علاقه خود استفاده کنید.

با کـمـی تمرین می توانید مدت زمان این کار را به کمتر از ۵ دقیقه نیز برسانید.

درباره "هیچ"

"هیچ" ساخته ی عبد الرضا کاهانی را یکشنبه گذشته در جلسه نمایش و نقد فیلم در حضور عوامل و بازیگران که توسط "باشگاه فیلم تهران" در فرهنگسرای ارسباران (هنر) برگزار شده بود، دیدم.

اولا که سالن از بس شلوغ شده بود، جای نشستن برای من و همسرم و خیلی های دیگر برای نشستن روی صندلی نبود، که ما را ناچار به گرایش به همان سیستم سنتی قدیمی یعنی نشستن روی زمین کرد! با آن شرایط نابسامان که گرمی و خفگی هوا هم دوچندانش کرده بود، انتظار داشتیم فیلمی ببینیم که جبران این نابسامانی را بکند.

پایه داستانی فیلم بر مبنای بیان فقط صرفا رذایل طبقه ی کم درآمد جامعه بود. طوری طبقه ی جنوب شهر نشین و اصطلاحا کم درآمد را بد دهن، عصبی، هوسباز، طماع و البته بیچاره نشان داده که مخاطب آرزو می کند هیچ گاه با همچین شخصیت هایی دمخور نشود و اگر کلاهش هم آنجا افتاد پی اش را نگیرد! انواع و اقسام فحش های زشت و رکیک مثل نقل و نبات بین شخصیت ها و خصوصا زن و شوهر ها در طی فیلم رد و بدل می شود. (تازه این در شرایطی است که من شنیده ام چندین مورد اصلاحی به این فیلم خورده، شما حساب کنید نسخه اصلی دیگه چی بوده!) شوخی ها و بعضا صحنه های جدی با زمینه ی اروتیک (=جـنسی، غریزه ای) هم چند مورد در کار دیده می شود. مثلا صحنه ای که چراغ اتاق خاموش می شود و مخاطب متوجه می شود که در تاریکی صحنه چه بین زن و شوهر اتفاق می افتد! یا صحنه ای که چند شخصیت مرد داستان ظاهرا سی دی فیلم اکشن را با یک فیلم مبتذل (یا شاید مستهجن) عوض می کنند و مشغول تماشا می شوند! و به محض رسیدن یکی از خانم ها کانال را به شبکه های صدا و سیما عوض می کنند.

من نه گشت ارشاد توی خیابون هستم نه جانماز آب می کشم. ولی انصافا آدم رویش نمی شود با خانواده این فیلم را ببیند. فرم پوشش خانم ها هم در بعضی صحنه ها مناسب نیست. (البته این در سینمای ما متأسفانه مورد جدیدی نیست)

بعد از این همه حمله ی جانانه که به "هیچ" کردم انصافا جا دارد که چند نکته ی مثبت هم که دیدم بازگو کنم. اول از همه بازی همه ی بازیگران بسیار رئال، طبیعی و عالی بودند. البته بازی "مهدی هاشمی" و "مرضیه برومند" هم که خب جای خودش را دارد. نکته ی جالب دیگر واقع گرایانه بودن اتفاقات، صحنه ها و شخصیت پردازی های فیلم است. طبیعی گرایی و رئالیسم از مشخصه های بارز این کار است. پیشروی همزمان داستان و در عین حال شخصیت پردازی های مختلف و متفاوت در قالب داستان از دیگر نقاط قوت فیلم است. ولی یک تلخی (و به نظر من) کثیفی در کل داستان سوار بر کار است که انکار ناپذیر است.

بعد از فیلم هم آقای جواد طوسی (منتقد)، عبد الرضا کاهانی (کارگردان) و نگار جواهریان، باران کوثری و صابر ابر (بازیگران) به صحبت به پای فیلم نشستند. هر چند که آقای طوسی که قرار بود کار را نقد کند کاملا در نقش یک مدح کننده ی کار بود و فقط از زیر و بم فیلم تعریف و تمجید کرد!

اگر کسی از بچه ها فیلم رو دید، خوشحال می شم تو قسمت نظرات بیشتر راجع بهش با هم صحبت کنیم.

یک سری عکس هم از این فیلم در ادامه مطلب هست:


+ لیست پیوند های روزانه به روز شدند

ادامه نوشته

نذار دلت بگیره

نذار دلت بگیره که  رنگ غم بگیره

  بذار  با شور و  شادی بخونه دم بگیره

  غم که میاد توی گود خم نیاره به ابرو

  بپّره جلدی ازش  زیر دو خــــم بگیره

  دفتر لحظه هاشو وقتی داره می خونه

  ازش اسم  غصه رو زودی قلم بگیره

  تو روز عید و شادی وقتی همه می خندن

  خوبه که غمگین باشه درد و ورم بگیره؟

  خوبه تو درس  شادی ضعیف بشه کم کـَـمک

  کم بیاره اســــاسی  نمره‌ی کم بگیره؟

    *

  این روزا کار ننجون ناله و نفرین شده

  کاری نکن خدا جون کار ننه م بگیره!

  اسیر غصه میشه هر کی با اخم و تخمش

  طنزو فراموش کنه  یا دست کم بگیره...


منبع : بو الفضول الشعرا