چابکی؛ چاشنی موفقیت سازمانها


“سمند همت ما چابک است و چست هنوز
…”

به باور متخصصان هاروارد مدیران خردگرا و عقلایی در طول سی سال گذشته به شدت روی موضوعاتی مثل بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، و عملکرد در چارچوبها و قواعد متمرکز شده اند. با این حال امروزه با تغییرات بوجود آمده، بهره‌وری به نسبت مباحثی نظیر چالاکی و نوآوری دردرجه‌ی دوم اهمیت جای گرفته است.

با آغاز قرن بیست و یکم سازمانها تغییرات اساسی و شدیدی را پیرامون خود تجربه کرده اند. این تغییرات سازمانها را به سمت چالشهای نوینی هدایت می‌کند که عدم توجه به آنها بقا و موفقیت سازمانهای تولیدی را بطور فزاینده‌ای تهدید میکند. این موقعیت حیاتی منجر به آن شده است که بسیاری از سازمانها در اولویت‌های کسب و کار و دیدگاههای استراتژیک خود تجدید نظر کنند و تأکیدات خود را بر سازگاری با تغییرات محیط کسب و کار و پاسخ سریع به نیازهای بازار و مشتری از طریق روشهای نوین همکاری قرار دهند.

سازمانها برای پاسخ به این چالشهای کسب و کار رویکرد نوینی به نام چابکی (Agility) را بر گزیده‌اند. تولید چابک را توانایی بقا و پیشرفت در یک محیط بسیار رقابتی با تغییرات مستمر و غیر قابل پیش بینی ، بوسیلة واکنش سریع و مؤثر نسبت به تغییرات و همچنین ایجاد محصولات و خدمات بر اساس خواست مشتری تعریف کرده اند. مفهوم چابکی بوسیله محققین بنیاد یاکوکا (۱۹۹۱) معرفی شده است، و پس از اولین معرفی، بوسیله محققین و جوامع صنعتی مورد توجه روزافزون قرار گرفت. تابحال انتشارات زیادی درمورد این موضوع، در تلاش جهت فراهم کردن تعریف چابکی، صورت گرفته است. تعاریف رایج پذیرفته شده چابکی را به توانایی سازمان‌ها برای پاسخ سریع و بطور مؤثر به تغییرات در تقاضای بازار، با هدف یافتن نیازمندی‌های مشتری، برحسب قیمت، خصوصیات، کیفیت، کمیت، و تحویل، مربوط کرده است. بنگاه‌های چابک به بازارهای متغیر با سرعت و بطور مؤثر واکنش نشان می‌دهند. علاوه بر این، چابکی قابلیت‌های سازمان را برای تولید و تحویل محصولات جدید با هزینه بهره‌ور، تحت تأثیر قرار می‌دهد. کاهش هزینه‌های تولید، افزایش رضایت مشتری، از بین بردن فعالیت‌های فاقد ارزش افزوده، و افزایش رقابت، از جمله مزایایی است که می تواند از طریق استراتژی چابکی بدست بیاید.

همانگونه که گزارشات داخلی سازمانهایی مثل والمارت نشان می‌دهد، این شرکتها با پیاده‌سازی برنامه‌های ریاضتی و کاهش هزینه‌ها از قبیل تعدیل نیرو در ارائه‌ی خدمات به مشتریان خود دچار بحران شده‌اند و از رسالت اصلی خود (ارائه‌ی‌ خدمات مشتری‌پسند) فاصله گرفته‌اند. اما در مقایسه شرکت‌های خلاقیت بنیانی مثل گوگل از چنین موضوعاتی صرف‌نظر و راهکارهای ابتکاری نظیر پروژه‌های “۲۰% از زمان” را اجرایی کرده‌اند. در این پروژه، کارکنان می‌توانند تا ۲۰% از زمان روزانه‌ی خود را صرف انجام امور دلبخواهی کنند،جالب آنکه بسیاری از خدمات نوآورانه‌ی گوگل در همین ۲۰% زمانی شکل گرفته‌اند.

به عقیده‌ی کارشناسان دانشکده‌ی کسب و کار هاروارد نیاز است که سازمانها دو سیستم موازی مدیریتی را ایجاد و پیاده‌سازی کنند:

یکی سیستم عملیاتی که از آن به عنوان “سیستم سطحی” یاد می‌شود و منظور از آن انجام عملیات روزمره‌ی سازمانها است و دیگری سیستمی که وظیفه‌ی آن دریافت و هدایت تغییرات راهبردی است که به آن “سیستم عمقی” گفته می‌شود.

در محیط آشوبناک و به شدت متغیر کنونی، احساس هوشمندانه و انجام واکنش مناسب در مقابل تغییرات بازار امری حیاتی است. همانطور که بیان کردم یکی از مهمترین فاکتورهای بقا و پیشرفت شرکتها در محیط پویای امروزی، چابکی آنها میباشد.

برای مثال شرکت IBM در سال ۲۰۰۱، یک سازمان دائم با عنوان سازمان تحول را ایجاد نمود که وظیفه‌ی آن پیش‌بینی و واکنش توأم با چالاکی درمقابل تغییرات بعضاً پیش‌بینی‌ناپذیر در بازارها بود. هدف از تشکیل چنین سازمانی افزودن بر چالاکی سازمانی IBM و افزایش توانایی‌های آن در پیش‌بینی و حتی تجویز راه‌حل در مقابل تغییرات بازار بود. سازمان تحول IBM برمبنای سه رسالت و عملکرد تشکیل یافته است:

۱- راهبری فرآیند  (مدیریت فرآیند)

در IBM سمتی جالب توجه وجود دارد؛ فرآیند داران (Process Owners). فرآیند داران افرادی متخصص، مجرّب و مورد وثوق هستند که وظیفه‌ی آنها هدایت تغییر و حذف زوائد و اتلاف از فرایند مربوطه است.

IBM در حدود ۱۵ فرایند سازمانی در حوزه‌های فروش، بازاریابی، توسعه‌نرم‌افزار، تامین، منابع انسانی، مالی، خدمات صف، … دارا است.

فرایند داران توسط یک تیم مشاوره درخصوص خدمات به مشتری و یک تیم مرکزی آموزش دیده در زمینه‌ی فرایند‌های کسب و کاری پشتیبانی می‌شوند. این افراد نه تنها روی اجرای روزانه‌ی فرایند، بلکه بر طرح، ساز و کار، و ارتقا و بهینه‌سازی آن در بلندمدت تمرکز دارند.

۲- گردآوری و تحلیل هوشمند اطلاعات (مدیریت هوشمندی)

هوشمندی رقابتی عبارت است از نظارت هدفمند بر محیط رقابتی که سازمانها در آن به فعالیت و رقابت می پردازند با هدف اخذ تصمیمات راهبردی. در خلال سالهای اخیر، هوشمندی رقابتی به یکی از مفاهیم مهم مدیریت تبدیل شده و با فرهنگ شرکتهای پیشرو عجین گشته است. افزایش هوشمندی رقابتی موجب می گردد سازمانها اطلاعات محیط اطراف خود را سریعتر و با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل کرده و نتایج حاصل را به طریق سودمند ذخیره و درمواقع مقتضی دردسترس تصمیم گیرندگان قرار دهند. (تقاضا می کنم کتاب هوشمندی رقابتی و هوشمندی بازاریابی را بخوانید)

برای مثال، متخصصان فرایند در IBM همواره درصدد یافتن روشهایی برای ارتقای تجربه‌ی مشتریان خود هستند، آنها به هنگام مهندسی مجدد فرایندها به ویژه فرایندهای ارائه‌ی خدمات، ساز و کارهایی را برای اندازه‌گیری و پایش این عملکردها تعریف می‌کنند و فرآیندهای خود را به گونه‌ای هوشمند مدیریت می‌کنند. اطلاعات روزآمد و بازخوردهای بدست آمده سپس به منظور بهینه‌سازی فرآیند ارائه خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۳- مدیریت تغییر

ما انسانها در محیطی زندگی می کنیم که همه چیز آن بطور دائم در حال تغییر و نو شدن است و هیچ چیز ثابتی در آن وجود ندارد. امروزه تغییر مهم ترین عامل موثر در مدیریت کسب و کار موفق محسوب می شود. سازمان ها و افراد شاغل در آنها بایدنگرش مثبتی نسبت به مساله تغییر داشته باشند تا از این طریق توان رقابتی خود در بازارهای تهاجمی امروزی را حفظ کنند. عدم توجه به یک روند در حال تغییر ممکن است بسیار پرهزینه باشد. تغییر،کاری رنج آفرین و همراه با ریسک و از همه بالاتر نیازمند تلاش زیاد و سخت است. در یک دوره سریع تغییر بنیادین؛ فقط سازمانهایی نجات خواهند یافت که رهبران ، مدیران و سازمان آنان به یک رهبر تغییر تبدیل شوند.

مدیریت تغییر در IBM نه از سطوح بالا بلکه از کف آغاز می‌شود. رهبران سازمان همواره کارکنان را در مورد ضرورت تغییر توجیه می‌کنند و آموزش می‌دهند. آنها از طریق تشریک مساعی مفهوم زمخت «فرهنگ تغییر» را به مفهومی همه پسند تبدیل کرده‌اند.

حیات بلندمدت سازمانهایی که تمرکز خود را تنها معطوف به سیستم‌های سطحی می‌کنند، هر چند که این سیستم‌ها به خوبی وظایف خود را انجام دهند، به شدت در مخاطره است. نباید از یاد برد که هیچ شرکتی در مقابل بحران بصورت کامل واکسینه نیست. درعین حال نفوذ به لایه‌های زیرین سازمان و پایش فرآیندها و یافتن پاسخ درست به نیازهای ژرف و تامین نشده‌ی مشتریان عامل بقای سازمانهای آتی است.

در حال حاضر بنگاههای اقتصادی ایران با مسائلی پیش رو هستند که از محیط کلان سرچشمه می گیرد. مسئله بحران اقتصادی جهان، تحریم اقتصادی ایران، در پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری آینده، ناهماهنگی بین سیاست های اقتصادی در موارد مکرر، همگی ضرورت آینده پژوهی و چابکی برای اقدامات سریع و صحیح در سطح بنگاههای اقتصادی را بیشتر می کند. امروز دیگر زمان برنامه ریزی های بلند مدت نیست. ما در حال حاضر بیشتر از برنامه ریزی استراتژیک به مدیران استراتژیست نیاز داریم که سریع ببینند، سریع بشنوند، سریع درک کنند، سریع تصمیم بگیرند، سریع عمل کنند و چون مدیران متولیان فرهنگ سازمان هستند چابک بودن مدیران زمینه ساز چابکی سازمانها خواهد بود.

ضرورت سازمانهای چابک در حال حاضر و سال آینده بیش از هر زمان دیگری معنا و مفهوم یافته است.

بیائید با هم تلاش کنیم.

سبز باشید

نقل از وبلاگ خواندنی : استاد درگی 

کسانی که باید مدیریت بخوانند

اگر دوره های MBA معمول تعطیل شوند، تعدادی از مدیران عالی بالقوه از ورود به اتاق هیات مدیره و تقویت آن محروم می شوند. اما سایر افراد با استعداد، بدون داشتن آن تکه کاغذ شانس بیشتری برای رسیدن به پست های مدیریتی خواهند داشت. به طور حتم، بهترین مدیران باید راه خود را به هر شکل و با هر توجیهی به آن اتاق پیدا کنند. 

در این صورت، آنها نشان مدیریتی خود را به دست آورده اند، همان طور که باید با مدیریت کردن به این جایگاه می رسیدند. 

در نتیجه شرکت ها بهتر مدیریت می شوند و اقتصاد نیز خروجی بهتری خواهند داشت. اشتباه نکنید. این به معنی آن نیست که MBA به مدیریت غیرمرتبط است. بلکه به همین نسبت، این رشته در یک معنی منفی، با مدیریت بسیار مرتبط است: MBA شکلی از آموزش را نشان می دهد که بیش از توسعه مهارت اجرایی مدیریت، آن را به انحراف می کشاند. 

این موضوع را اولین بار در کتابم با نام «مدیران، فارغ التحصیلان MBA نیستند» که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، طرح کردم. چنین دوره هایی به بسط و گسترش خود ادامه می دهند، در حالی که برخی از اقتصادهایی که بسیاری از فارغ التحصیلان MBA خود را استخدام می کنند، دچار لغزش شده اند، از این رو، نقد و به روزرسانی بحثم ممکن است مفید باشد. استدلالم بسیار ساده است: دوره های 

بحث برانگیز MBA افراد اشتباهی را به شیوه اشتباهی با پیامدهای اشتباهی آموزش می دهند. 

مدیریت، آشکارا یک مهارت اجرایی است نه علم یا حرفه. مدیریت یک مهارت است که در تجربه و معلومات پیشین فرد ریشه دارد. البته در بهترین حالت، مدیریت یک هنر شکل یافته از چشم اندازها است. 

اما هیچ کس نمی تواند این مهارت را به افرادی که هیچ وقت مدیریت نکرده و فاقد تجربه اند، آموزش دهد. از این رو، دوره هایMBA اغلب نسبت به آنچه که قادرند انجام دهند، تغییر موضع داده و عقب نشینی می کنند: اتکای به علم در قالب تئوری؛ و از همین رو، متاسفانه بسیاری از فارغ التحصیلانشان چنین عملکردی دارند. کسانی که معتقدند مدیریت را با نشستن در کلاس های MBA فراگرفته اند، برای جامعه تهدید به شمار می روند. به طور کلی آنها درباره کارکردهای بنگاه های اقتصادی درس هایی را فراگرفته اند. این در حالی است که بازاریابی+علم مالیه+حسابداری ≠ با مدیریت. 

آموزش حرفه ای مانند آموزش های پزشکی عمومی است جراحی آپاندیس، جراحی آپاندیس است، اما مدیریت در سابقه و معلومات قبلی افراد ریشه دارد. مدیریت به درک عمیقی از صنعت، بنگاه اقتصادی، افراد، فرآیندها و تولیدات نیازمند است. 

طبیعتا، دوره هایMBA از مطالعات موردی بهره می برند: آیا مطالعات موردی معلومات قبلی به شمار نمی روند؟مطالعاتی در قالب ۱۰ تا ۲۰ صفحه واژه وعدد درباره شرکتی که این دانشجویان هرگز آن را ندیده اند. اما اثر مطالعه این موارد و سپس اظهار عقیده درباره آنچه شرکت باید انجام دهد مطالعه موردی دو یا سه شرکت در روز و ارائه راهکار برای دو سال چیست؟ 

ما پاسخی معتبر برای این سوال نداریم. مدارس بازرگانی که تا این حد در تحلیل هر چیز دیگری موشکاف هستند، نسبت به تحلیل عملکرد خود بی میل بوده اند. مطمئنا آنها می توانند به شما بگویند که چه تعداد از فارغ التحصیلانشان در پست های بالای مدیریتی مستقر شده اند این کار بسیار آسان است اما نه اینکه این افراد وقتی پست مدیریتی می گیرند چه عملکردی دارند. (جورج دبلیوبوش را به خاطر بیاورید که در سال ۱۹۷۵ از دانشگاه هاروارد در رشته MBA فارغ التحصیل شد و به بالاترین رده مدیریتی دست یافت). 

داشتن این گواهینامه شیک که از سوی شبکه «فارغ التحصیلان سابق» پشتیبانی می شود، به استقرار فارغ التحصیلان بر کرسی مدیرعاملی کمک کرده است. 

هاروارد کتابی را در سال ۱۹۹۰ منتشر و در آن لیست ۱۹ نفر ازمدیرعامل های سوپراستار خود را معرفی کرد. ما سوابق مربوط به فعالیت های شغلی آنان را تا سال ۲۰۰۳ دنبال کردیم. (نتایج در کتاب من منعکس شده است). ۱۰ نفر از آنان کاملا شکست خورده بودند و چهار نفر دیگر به طرز سوال برانگیزی عملکرد بسیار خوبی داشتند. این موضوع دلیل متقنی ارائه نمی کند، اما ارزش بررسی کردن را دارد. اطلاع دارم که تاکنون در این زمینه کاری انجام نشده است. 

اقتصاد آمریکا از گذشته تاکنون آشفتگی های بزرگی داشته است. آیا تکثیر فارغ التحصیلان MBA دلیلی برای این آشفتگی ها است؟ آیا در اختیار داشتن داده و اطلاعات از MBA خوب است؟ در این میان، یک چیز روشن است: بسیاری از بدترین عملکردهای امروزی در اقتصاد در مدارس بازرگانی به شدت تبلیغ شده اند: رهبری از مهارت اجرای مدیریت جدا شد؛ هستی انسان به عنوان «منابع انسانی» مورد توجه قرار گرفت؛ شرکت ها با «اندازه گیری» هیپنوتیزم شدند؛ و این لیست همچنان ادامه دارد. 

درباره دوره های آموزشی که متداول نیستند، چطور؟ هر وقت دوره های آموزشی MBA مورد انتقاد قرار می گیرند، آنها به جای اشاره به مشکل بنیادی، دوره های جدید اضافه می کنند. 

اجازه دهید دو رویکرد ویژه را به شما نشان دهم. اولین رویکرد، شناسایی و تصدیق دوره های آموزشی MBA به دلیل آن چیزی است که به خوبی انجام می دهند: آموزش تحلیلگران در حوزه فعالیت های تجاری با هدف تصدی مشاغل تخصصی در زمینه پژوهش بازاریابی و تحلیل مالی. این برنامه ها باید اطمینان خاطر ایجاد کنند که گواهینامه پایان تحصیل هر فارغ التحصیل را با عبارت «هشدار» آمیزِ «برای مدیریت آماده نیست» امضا کنند. 

رویکرد دوم خلق دوره های تازه آموزشی تحت نام متفاوتی است که اجرای مدیریت را ارتقا می دهد. (من برچسب «استادان مدیریت اجرایی» را ترجیح می دهم.) چنین برنامه هایی باید تنها به روی افرادی باز باشد که هم اینک مدیر هستند و سازمان های آنها ترجیحا از آنها حمایت می کنند و در گروه های کوچک باشند. در این صورت، آنها می توانند با هم در کلاس کار کنند. این مدیران می توانند در متن امور اجرایی و مدیریتی قرار بگیرند و به صورت دوره ای در کلاس شرکت کنند. 

از این رو، از شیوه هایی می توان استفاده کرد که برای مدیران شاغل مناسب باشند. (برخلاف دوره های به اصطلاح مدیریت اجرایی MBA که مدیران ارشد را هدف گرفته، اما برای افراد بدون تجربه مدیریت، طراحی شده است). این مدیران با نشستن دور یک میز دایره ای شکل می توانند مکررا به کارگاه بروند. سپس با بازگشت به کار می توانند با همکارانشان تیم تشکیل داده و آموخته های خود را به منصه اجرا درآورند. 

همه ما این کارها را در دوره های آموزشی برای مدیران بازرگانی و سلامت به مدت چندین سال انجام داده ایم. همه این دوره ها دارای جو آموزشی بسیار متفاوتی از جو کلاس های MBA هستند. به جای گرگ های تنها در جست وجوی کارهای بهتر، مدیرانی وجود دارند که به انجام یک کار بهتر متعهد شده اند. به جای افزایش موضوع های انتزاعی مرتبط با رهبری، این دوره های آموزشی اشتغال مدیران را تشویق می کنند. آیا این موارد فارغ از اینکه به جامعه ای انسانی تر منجر می شود یا نمی شود، منجر به اقتصادی بهتر نمی شود؟

  [ هنری مینتزبرگ] - نقل از وب سایت آینده پژوهی  

انواع رخداد های کارافرینی

در سال‌های گذشته فعالیت‌های زیادی در زمینه کارآفرینی در کشور صورت گرفته است. ولی متأسفانه به علت جزیره‌ای فکر و عمل کردن بسیاری از این فعالیت‌ها آنگونه که باید نتیجه مثبت نگرفته‌اند.  امروزه پژو‌هش‌های میدانی نشان داده است که برای داشتن جوامع کارآفرینانه باید به دنبال ساخت اکوسیستم‌های کارآفرینی رفت. هر اکوسیستم کارآفرینی پویا و سرزنده، همچون پازل از قطعات سازنده متفاوتی همچون دانشگاه‌های نوآور، فرهنگ کارآفرینی، ریسک‌پذیری و پذیرش شکست، وجود سرمایه خطر پذیر، مراکز رشد و … تشکیل شده است. یکی از مهمترین این قطعات وجود رخدادهای مختلف است. رخدادهای مرتبط با کارآفرینی را به صورت خلاصه و کلی می‌توان اینگونه دسته بندی کرد:

 
۱- نشست‌های دور همی (Meetup) ها که گاهی همراه با سمینار است.
 
۲- کارگاه‌های آموزشی نیم، یک یا دو روزه.
 
۳- کلاس‌های ترمیک (طولانی) آموزشی برای استارتاپ‌ها نظیر Lean LaunchPad .
 
۴- انواع مسابقات، جشنواره‌ها و Pitch ها که معمولاً در بخشی از آن صاحبان ایده، ایده خود را در جمع مطرح کرده و به داوری می‌گذارند. این رخداد‌ها با  اهداف مختلف حتی خیریه هم برگزار می‌شوند. International Startup Festival نمونه‌ای از این دست است.

منظور از Pitch اینجا، ارایه ایده استارتاپی در جلو یک جمع است (در مدتی کوتاه).
 
۵- سمینارهای یک روزه (یا بیشتر) انتقال تجربه، نظیر Startup School ها، Startup Academy که گاهی (نه همیشه) همراه با مسابقه نیز هست.
 
۶- شبیه‌سازهای فرآیند استارتاپ نظیر Startup Weekend، Lean Startup Machine، Startup Live، Startup Cup، ۳ Day Startup و … که فرآیند راه‌اندازی استارتاپ از ایده خام اولیه را (معمولا در سه روز) شبیه سازی می‌کنند.
 
البته تعداد رخدادهایی که در زمینه استارتاپ‌ها صورت می‌پذیرد آنقدر زیاد است و شکل و ساختار آن‌ها آنقدر تنوع دارد که گنجاندن همه آن‌ها در این ۶ دسته کمی مشکل است ولی هر کدام هدفی خاص را دنبال می‌کنند.

اشتباه های مرگ بار در ایمیل زدن

بسیاری از ما روزانه چندین ایمیل دریافت/ ارسال می‌کنیم. ولی بعضی از آن‌ها اصول ساده اولیه یک ایمیل را ندارند. بعضی از این اشتباه‌هایی که در ارسال ایمیل می‌کنیم به واقع مرگبار هستند و باعث می‌شوند ما پاسخ ایمیل خود را دریافت نکنیم. من مهمترین ‌آن‌ها را فهرست کرده‌ام:اشتباه شماره ۱ در ایمیل زدن: ایمیل شما موضوع (Subject) ندارد یا موضوعش مناسب نیست.

اشتباه شماره ۲ در ایمیل زدن: ایمیل شما نام شما را ندارد. منظوم آدرس ایمیل نیست. بلکه نام کامل شما در کنار آدرس ایمیل است. نشانی ایمیل شما هر چیزی می‌تواند باشد (البته نه هرچیزی) ولی باید نام کام شما را در کنار داشته باشد.

اشتباه شماره ۳ در ایمیل زدن: فینگلیش نوشتن. یا زبان پارسی را به خط پارسی بنویسید یا انگلیسی بنویسید. هرگز فینگلیش ننویسید. این
 اشتباهی واقعا نابخشودنی است. بسیاری افراد، از جمله خود من، این ایمیل‌ها را اصلا نمی‌خوانند.

اشتباه شماره ۴ در ایمیل زدن: معرفی نکردن خود برای بار نخست. بعضی آدم‌ها زیادی زود سراغ اصل مطلب می‌روند. معرفی خود، البته کوتاه، نشان ادب است.

اشتباه شماره ۵ در ایمیل زدن: طلبکارانه و آمرانه نوشتن ایمیل.

اشتباه شماره ۶ در ایمیل زدن: روشن نبودن اینکه از گیرنده چه می‌خواهید؛ و فرض اینکه خواننده علم غیب دارد و خودش خواهد فهمید. دقیق بنویسید که چه می‌خواهید.
-- 

با سپاس

ناصر غانم‌زاده

مربی استارت‌آپ‌ها و مشاور کارآفرینی
مربی و پیاده ساز Lean Startup

13 درس از وارن بافت برای کسب موفقیت در کار و زندگی  

وارن بافت (Warren Buffett) را برترین سرمایه گذار حال حاضر دنیا می دانند. مهارت های عجیب او در انتخاب سهام موفق، این میلیاردر خود ساخته را در صدر بهترین سرمایه گذاران قرار داده. با این حال موفقیت او بیش از هر چیز، ناشی از اعتقادش به مهارت های فردی خود و نیز سر پیچی از دنباله روی از عموم است. 
آقای بافت تنها در کمپانی هایی سرمایه گذاری می کند که به نظرش از معیارهای مشخصی برخوردار هستند. وقتی هم که اوضاع طبق میلش پیش نرود یا منابع خارجی قواعد جدیدی برای سرمایه گذاری پیشنهاد کنند، اصلاً فشاری بر دوش خود حس نمی کند. 

در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید تا 13 نکته از زبان وارن بافت -که گاه چند خط و گاه تنها یک تک جمله هستند- را با شما در میان بگذاریم. 

درس اول: در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید  

showing-up-is-half-the-battle.jpg

وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک 82 ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: «من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. 3 پروفسور [داور] آنجا بودند و مدام می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم "نه،نه، قرارمان ساعت 3 بود." بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.»


درس دوم: کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست  

hard-work-and-integrity-arent-everything.jpg

آقای بافت می گوید: «سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادفانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد» بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند. (قابل توجه مسئولان فضای کسب و کار)


درس سوم: قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید  

choose-business-deals-like-youre-looking-for-a-spouse1.jpg

نظر آقای بافت در این باره جالب است: «در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار می کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.» (قابل توجه جوانان جویای کار و همسر)


درس چهارم: پیش بینی کنید که آینده چه شکلی خواهد داشت  

predict-what-the-future-might-look-like.jpg

و اما درباره نگاه به آینده، آقای بافت می گوید: «من [برای سرمایه گذاری] دنبال کسب و کارهایی می گردم که بتوانم پیش بینی کنم 10 یا 15 یا 20 سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. این به معنای جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کما بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.» 
«بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می کنم، سعی می کنم و بالاخره هم تشخیص می دهم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه گذاری اجتناب می کنم.»


درس پنجم: به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنید  

think-of-people-as-investments.jpg

و حالا اندرز آقای بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانید: «به هم کلاسی های تان نگاه کنید. یکی را که شخصیتش را دوست دارید برای خرید انتخاب کنید و یکی دیگر را که به نظرتان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها[ی دخیل در تصمیم گیری] را یادداشت کنید و خواهید دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می آیند. پس آنها را بنویسید و دنبال کنید.»


درس ششم: تشخیص دهید که از چه کسی خوش تان می آید و از چه کسی بدتان  

decide-who-you-like-and-who-you-dont-like.jpg

آقای بافت تقریباً درباره هر چیزی نظر خاص خودش را دارد. همه دارند. او می گوید: «آدم یا أم هایی را که بیش از همه تحسین می کنید انتخاب کرده و بعد بنویسید که به چه خاطر او/آنها را ستایش می کنید. حق ندارید اسم خودتان رو توی این فهرست بیاورید.» 
«بعد [از اینکه فهرست را پر کردید] فرد/افرادی را فهرست کنید که صادقانه، دو سنت هم برای شما نمی ارزند و ویژگی هایی را که باعث شده از او/آنها رود گردان شوید را هم یادداشت کنید.» 

«کیفیت های فرد/افرادی که تحسین می کنید، با کمی تمرین می توانند مال شما شوند و اگر خوب تمرین کنید، شکل دهنده عادت هایتان هم می شوند.»


درس هفتم: با افرادی کار کنید که برای شان احترام قائل هستید  

work-with-people-you-respect.jpg

آقای بافت با چه افرادی کار می کند: «پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم، فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری باهاشان می شدم، خوشم نیامده بود. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.» 
«کار کردن با افرادی که باعث می شوند زخم معده بگیرید، -به جرأت می گویم- شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشید که دیگر حماقت است.»


درس هشتم: موقع استخدام، به سه ویژگی کلیدی افراد نگاه کنید  

look-for-three-key-attributes-when-youre-hiring-people.jpg

زیر دست یکی از ثروتمند ترین افراد دنیا، چه کسانی کار می کنند؟ او مشخصات افراد مناسب برای استخدام را چنین بر می شمرد: «یک بار کسی گفت که در جستجو برای استخدام افراد، دنبال سه کیفیت بگرد: "صداقت، آگاهی و انرژی. و اگر طرف اولی را نداشت، آن دو تای دیگر تو را خواهد کشت."»


درس نهم: صبور باش  

be-patient.jpg

نظر آقای بافت در مورد صبر این است: «فرقی نمی کند چقدر تلاش و استعداد وسط گذاشته باشی، بعضی چیزها فقط زمان می خواهند. نمی شود که با باردار کردن 9 زن، 1 ماهه بچه تولید کرد!»


درس دهم: با آدم هایی بچرخ که از خودت بهتر هستند  

hang-out-with-people-who-are-better-than-you.jpg

خود آقای بافت (و البته بیل گیتس) که چنین می کند: «ارتباطاتی به وجود بیاور که در آنها، اخلاق و رفتار افراد از خودت بهتر باشد و آن وقت به طور خودکار، در همان مسیر خواهی افتاد.»


درس یازدهم: از اشتباهات خودت درس بگیر  

learn-from-your-mistakes.jpg

«من اشتباهات زیادی می کنم و در آینده هم اشتباهات زیادی خواهم کرد. این هم بخشی از بازی است. فقط باید اطمینان حاصل کنی که کارهای درست بر اشتباهات چیرگی دارند.»


درس دوازدهم: تحقیقات خود را انجام بده  

do-your-research.jpg

«ریسک ها از اینجا ناشی می شوند که ندانی داری چه می کنی.»


درس سیزدهم: بدان که تغییر عادت ها سخت است  

know-that-habits-are-hard-to-change.jpg

«زنجیرهای عادات بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند و در عین حال، بسیار سنگین تر از آن که به راحتی پاره شوند. در سن و سال من، نمی شود عادت ها را تغییر داد. من گیر کرده ام. ولی شما 20 سال بعد، عادت هایی را خواهید داشت که امروز تصمیم گرفته اید در زندگی روزانه تان جاری کنید.»

نیما دادگستر 

نقل از وب سایت نارنجی

خرید اینترنتی کتاب وارن بافت 


spamچیست؟


SPAM چیست ؟
Module Border

اینترنت ، امکان استفاده از سرویس ها و خدمات متعددی را در اختیار کاربران قرار می دهد . ارسال و دریافت نامه الکترونیکی ( E-mail ) ، یکی از قدیمی ترین و در عین حال متداولترین سرویس ارائه شده بر روی اینترنت است.

علیرغم تمامی مزایا و پتانسیل های سرویس فوق ، در چند سال اخیر و همزمان با رشد و گسترش استفاده از اینترنت ، شاهد مشکلات و مسائل جانبی در این رابطه نیز می باشیم . توزیع نامه های آلوده به ویروس ها و یا کرم ها ، ارسال و یا دریافت نامه های الکترونیکی ناخواسته که از آنان با نام Spam یاد می شود ، نمونه هائی در این زمینه می باشد . در این مقاله قصد داریم ضمن بررسی جایگاه سرویس پست الکترونیکی با مفهوم Spam ، منابع توزیع و روش های مقابله با آن ، آشنا شویم . 
E-mail : بهترین گزینه ارتباطی در عصر اطلاعات 

امروزه از Email به عنوان متداولترین روش ارتباطی در جهان ، استفاده می شود .روزانه سی و یک میلیارد نامه الکترونیکی بر روی اینترنت ویا شبکه های داخلی ، ارسال می گردد .پیش بینی می شود این رقم تا سال ۲۰۰۶ ، دو برابر گردد. بر اساس بررسی انجام شده توسط موسسه تحقیقاتی Forrester ، بیش از ۳۵ درصد زمان استفاده از اینترنت به ارسال و دریافت نامه های الکترونیکی ، صرف می شود. شصت درصد کاربران اینترنت در طی روز ده و یا کمتر ، بیست و سه درصد بیش از بیست و صرفا" شش درصد بیش از پنجاه نامه الکترونیکی را در طی روز دریافت می کنند .هفتاد و هشت درصد کاربران اینترنت در طی روز ده و یا کمتر و یازده درصد بیش از بیست نامه الکترونیکی را در طی روز ارسال می نمایند . 

هفتاد و سه درصد کاربران اینترنت ، حداکثر یک ساعت از زمان استفاده از اینترنت را به دریافت و یا ارسال نامه الکترونیکی ، صرف می نمایند . چهل و شش درصد از استفاده کنندگان سرویس پست الکترونیکی در سال ۲۰۰۳ ، اعلام نموده اند که فضای استفاده شده آن نظیر فضای استفاده شده در سالیان گذشته است .چهل و هشت درصد از استفاده کنندگان سرویس پست الکترونیکی در سال ۲۰۰۳ ، اعلام نموده اند که فضای اختصاص یافته برای آنان نسبت به سال ۲۰۰۲ ، افزایش یافته است .

در سال ۱۹۹۵ ، هر کاربر اینترنت ( خصوصا" کارمندان موسسات و سازمان ها ) ، در طی روز سه نامه را ارسال و در مقابل پنج نامه را دریافت نموده است . در سال ۲۰۰۲ ، وضعیت فوق تغییر و در مقابل ارسال بیست نامه ، سی نامه را دریافت داشته اند . پیش بینی می شود که تعداد نامه های ارسالی تا سال ۲۰۰۶ از مرز سی و یک میلیارد در یک روز به شصت میلیارد برسد . در صورتی که ظرفیت هر نامه الکترونیکی را معادل پنجاه و نه کیلو بایت در نظر بگیریم ( منبع : موسسه تحقیقاتی Forrester ) ، روزانه حجمی معادل ۱،۸۲۹ ترابایت ( ده به توان دوازده ) و در طی یک سال ۳،۳۵ پتابایت ( ده به توان هیجده ) ، اطلاعات مبادله می گردد . 



Spam چیست ؟ 

به نامه های الکترونیکی ناخواسته و اغواکننده ، Spam گفته می شود.

بین Spam و ویروس ها ی کامپیوتری ارتباط مستقیمی وجود نداشته و حتی پیام های معتبر و از منابع موثق می توانند در زمره این نوع از نامه های الکترونیکی قرار گیرند. نامه های الکترونیکی ناخواسته معمولا" به صورت عمده ( Bulk ) ، ارسال می گردند . به منظور آشنائی بیشتر با ابعاد متفاوت نامه های الکترونیکی ناخواسته ، به برخی از اطلاعات استخراج شده در این خصوص اشاره می گردد : نیمی از ترافیک مربوط به نامه های الکترونیکی مربوط به Spam می باشد (پیام های تجاری ، آگهی ها و سایر موارد مشابه) .

بر اساس بررسی انجام شده توسط موسسه تحقیقاتی Forrester ، فروشندگان کالا و خدمات در طی یک سال بیش از دویست میلیارد نامه الکترونیکی ناخواسته را ارسال می نمایند . بر اساس بررسی انجام شده توسط یکی از بزرگترین شرکت های فیلترینگ نامه های الکترونیکی ناخواسته ، Spam بیش از چهل درصد از ترافیک نامه های الکترونیکی در اینترنت راشامل می شود . 

سه شرکت عمده ارائه دهنده خدمات پست الکترونیکی در جهان ( AOL ، مایکروسافت ، یاهو ) ، بیش از دویست میلیون آدرس Email را در خود نگهداری نموده اند . مراکز فوق ، اهداف جذابی برای ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی ناخواسته ( Spammers ) ، می باشد .بر اساس اعلام شرکت AOL در ماه مارس سال ۲۰۰۳ ، بیش از یک میلیارد نامه الکترونیکی ناخواسته صرفا" در طی یک روز با استفاده از نرم افزارهای فیلترینگ ، حذف شده اند .


شرکت AOL اعلام نموده است که بطور متوسط در هر روز به ازای هر آدرس نامه الکترونیکی ( Account ) ، بیست و هشت نامه الکترونیکی را بلاک می نماید .هر یک از ما ممکن است در طی روز چندین نامه الکترونیکی ناخواسته را دریافت نمائیم . ( برخی کاربران تعدادی بیشتر و برخی دیگر ، تعداد کمتری ) . در صورتی که دارای یک آدرس پست الکترونیکی می باشید ، همواره امکان دریافت نامه های الکترونیکی ناخواسته ، وجود خواهد داشت . فرض کنید ، پس از بررسی صندوق پستی خود با پیامی مطابق زیر برخورد نمائید : 



یک نمونه Spam 
فرض کنید که ما به شما بگوئیم که می توانید هشتاد و دو درصد ار وزن خود را صرفا" در چندین ماه ، کاهش دهید ، آیا این موضوع برای شما جالب است ؟

ما نیز امیدواریم که چنین اتفاقی بیافتد . برای آگاهی از اطلاعات بیشتر سایت ما را دیدن نمائید. پیام فوق قطعا" یک Spam می باشد . این نوع از نامه های الکترونیکی بدون شک رنج آور و در صورتی که تعداد آنان زیاد باشد ، مشکلات و مسائل خاص خود را به دنبال خواهند داشت . در صورتی که شما دارای یک آدرس پست الکترونیکی عمومی می باشید ، ممکن است صدها پیام ناخواسته را با ظاهری کاملا" معقول و منطقی دریافت نمائید . حتی با استفاده از فیلترهای مناسبی که ممکن است استفاده شود ، امکان دریافت اینچنین نامه های الکترونیکی ناخواسته ای وجود خواهد داشت . در برخی موارد ممکن است برنامه های فیلتر باعث حذف نامه های الکترونیکی گردند که تمایل به دریافت آنان را داشته باشیم !



شاید تاکنون این سوال برای شما مطرح شده باشد که منبع ارسال این همه نامه الکترونیکی ناخواسته کجا بوده و فرستندگان این نوع از نامه های الکترونیکی چه اهدافی را دنبال می نمایند ؟ آیا روشی برای مقابله و توقف آنان وجود دارد ؟ در ادامه سعی خواهیم کرد به سوالات فوق ، پاسخ دهیم . 

منبع نامه های الکترونیکی ناخواسته 

Spam از جمله مسائل و مشکلاتی است که دامنه آن گریبانگیر تمامی افرادیکه دارای آدرس پست الکترونیکی می باشند ، می گردد.بر اساس تحقیقات انجام شده در رابطه با ابعاد متفاوت این نوع از نامه های الکترونیکی که در Business Week magazine ، منتشر شده است ، به موارد جالب زیر برخورد می نمائیم : 
ابعاد مخرب نامه های الکترونیکی ناخواسته صرفا" درطی یک روز در سال ۲۰۰۳ ، یکی از عظیم ترین ارائه دهندگان خدمات اینترنتی ( AOL ) ، بیش از دو میلیارد پیام ناخواسته را بلاک نموده است . شرکت مایکروسافت که دومین ارائه دهنده سرویس اینترنت MSN و سرویس hotmail می باشد ، اظهار داشته است که بطور متوسط روزانه حدود ۴ / ۲ میلیارد پیام ناخواسته را بلاک می نماید .

بر اساس بررسی انجام شده در موسسه تحقیقاتی Radicati Group در ارتباط با نامه های الکترونیکی ناخواسته، بیش از چهل و پنج درصد از ۹ / ۱۰ تریلیون پیام ارسال شده در سال ۲۰۰۳ ، Spam بوده اند یکی از مسائل مرتبط با Spam و این که چرا حجم آنان تا به این اندازه زیاد می باشد به سهولت در ایجاد آنان ، برمی گردد . شما نیز می توانید به سادگی به یک ارسال کننده نامه های الکترونیکی ناخواسته تبدیل شوید .در حال حاضر ، صدها شرکت وجوددارد که لوح های فشرده شامل میلیون ها آدرس معتبر پست الکترونیکی را می فروشند . با استفاده از نرم افزاری نظیر Word ، می توان بسادگی آدرس های فوق را به خطوطی مشتمل بر یکصد آدرس در هر خط تبدیل و در ادامه با استفاده از پتانسیل همیشه جذاب Cut و Paste آنان را در فیلد TO هر برنامه معمولی نامه الکترونیکی، قرار دارد .

پس از فشردن دکمه Send ، در کمتر از چندین ثانیه، صدها نامه الکترونیکی ارسال خواهد شد . سادگی در ایجاد و توزیع این نوع از نامه های الکترونیکی ، از مهمترین مسائل و مشکلات مرتبط با Spam ، است .آدرس های پست الکترونیکی ، چگونه جمع آوری می گردند ؟ 



شاید این سوال در ذهن شما مطرح شده باشد که یک شرکت چگونه میلیون ها آدرس پست الکترونیکی معتبر را جمع آوری تا پس از استقرار آنان بر روی CD ، امکان فروش آنان را فراهم نماید ؟ در این رابطه منابع متعددی وجود دارد :اولین منبع جمع آوری آدرس های پست الکترونیکی ، گروه های خبری ( newsgropus ) و اتاق های چت ، می باشند. ( خصوصا" برروی سایت های بزرگی نظیر AOL ) . کاربران ( خصوصا" افرادی که اولین مرتبه از این امکانات استفاده می نمایند ) ، اغلب از اسامی Screen استفاده نموده و یا آدرس واقعی پست الکترونیکی خود را در گروههای خبری قرار می دهند . 

ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی ناخواسته ( Spammers ) ، از یک نرم افزار خاص برای استخراج اسامی Screen و آدرس های پست الکترونیکی به صورت اتوماتیک استفاده می نمایند . دومین منبع برای جمع آوری آدرس های پست الکترونیکی ، وب می باشد . 

در حال حاضر ده ها میلیون سایت بر روی اینترنت وجود دارد و ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی ناخواسته می توانند با ایجاد "مراکز جستجو" ، عملیات جستجو به منظور یافتن علامت "@ " را که نشاندهنده یک آدرس الکترونیکی می باشد را پیمایش می نمایند . این نوع از برنامه ها را Spambots می نامند .سومین منبع تامین کننده آدرس های پست الکترونیکی ، سایت هائی می باشندکه صرفا" با هدف جذب آدرس های پست الکترونیکی، ایجاد می گردند. مثلا" یک ارسال کننده نامه های الکترونیکی ناخواسته می تواند ، سایتی را ایجاد نماید که به شما بگوئید که شما " یک میلیون دلار " برنده شده اید و صرفا" آدرس پست الکترونیکی خود را در این محل تایپ و یا درج نمائید .یکی دیگر از روش های جمع آوری آدرس های پست الکترونیکی که در گذشته بیشتر استفاده می گیرد ، فروش آدرس پست الکترونیکی اعضاء توسط سایت های بزرگ ، است . برخی دیگر از سایت ها ، مخاطبان خود را با این سوال مواجه می نمودند که آیا تمایل به دریافت خبرنامه پست الکترونیکی را دارید؟" در صورت پاسخ مثبت به سوال فوق ، آدرس شما دریافت و در ادامه به یک ارسال کننده نامه الکترونیکی فروخته می گردید . 

بزرگترین و متداولترین منبع تامین کننده آدرس های نامه های الکترونیکی ، جستجو بر حسب کلید واژه " دیکشنری " ، مربوط به سرویس دهنده پست الکترونیکی شرکت های عظیم خدمات اینترنتی و پست الکترونیکی نظیر MSN,AOL و یا Hotmail ، می باشد. یک حمله مبتنی بر دیکشنری ، در ابتدا ارتباطی را با یک سرویس دهنده پست الکترونیکی به عنوان هدف ، برقرار نموده و در ادامه و با سرعت به صورت تصادفی اقدام به ارسال میلیون ها آدرس پست الکترونیکی ، می نماید . تعداد زیادی از این آدرس ها دارای تفاوت های اندکی با یکدیگر می باشند. نرم افزار مورد نظر در ادامه بررسی لازم در خصوص Live بودن آدرس های فوق را انجام و در ادامه آنان را به لیست آدرس ارسال کننده نامه الکترونیکی ، اضافه می نماید .

در نهایت لیست آماده شده به تعداد زیادی از ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی ناخواسته ، فروخته می گردد .آدرس های نامه های الکترونیکی ، عموما" خصوصی تلقی نمی گردند ( نظیر درج شماره تلفن شما در لیست دفترچه تلفن عمومی ) . زمانی که یک ارسال کننده نامه الکترونیکی ، موفق به آگاهی از آدرس پست الکترونیکی شما گردد ، آن را در اختیار سایر ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی قرار می دهد. در چنین مواردی می بایست در انتظار دریافت تعداد زیادی از نامه های الکترونیکی ناخواسته باشیم ( شناسنائی دقیق هدف برای ارسال نامه الکترونیکی ) .



شرکت های بزرگ ارسال کننده Spam 

در صورتی که تمایل به ارسال تعداد زیادی Spam را داشته باشید ، می توان از شرکت های متعددی که اقدام به ارسال عمده ( نه خرده فروشی ! ) نامه های الکترونیکی می نمایند ، استفاده کرد! . برخی از شرکت هائی که در این رابطه فعالیت می نمایند، قادر به ارسال میلیاردها Spam در طی یک روز می باشند . این شرکت ها در کشورهای متعدد تاسیس و فعالیت می نمایند (خصوصا" در کشورهائی که برای برخورد قانونی با اینچنین فعالیت هائی ، قانون مشخصی تدوین و تعریف نشده است) . برای این که با برخی از این شرکت ها بیشتر آشنا شویم بد نیست به سراغ Google رفته و بر حسب کلید واژه "Spam " ، و یا " bulk e-mail " جستجو نمائیم . 

نتایج جالب زیر را مشاهده خواهیم کرد : شرکت فوق ، اعلام می نماید که در طی یک روز قادر به ارسال ۷ / ۲ میلیون نامه الکترونیکی به ازای پرداخت سی دلار می باشد .تمامی موسسات و شرکت ها ی فوق ، ادعا می نمایند که عملیات آنان " Spam-free" ، بوده و صرفا" پس از تائید متقاضی مبنی بر دریافت نامه الکترونیکی ، اقدام به ارسال نامه الکترونیکی برای آنان می نمایند . در مواردی دیگر، ممکن است شما یک کالا را سفارش داده و یا یک فرم online را تکمیل نمائید که دارای یک Chck box در قسمت انتهائی می باشد که به شما اعلام می نماید: " در صورت عدم تمایل برای درج آدرس پست الکترونیکی شما در لیست مربوطه ، می توانید check box مربوطه را غیر فعال unclick نمائید ". در برخی موارد ممکن است چنین پیام هائی در قسمت پائین فرم های online وجود نداشته باشد و یا شما توجهی به آنان نمی نمائید . در صورتی که به هر حال نام شما در لیست مجاز ارسال نامه الکترونیکی قرار گیرد ، همواره امکان دریافت تعداد زیادی spam، وجود خواهد داشت . 



برخورد با Spam 
برای مقابله با نامه های الکترونیکی ناخواسته تاکنون روش های متعددی ایجاد و این روند با توجه به ابعاد گسترده آن ، همچنان ادامه دارد . بهترین تکنولوژی که در حال حاضر بری توقف Spam وجود دارد ، استفاده از نرم افزارهای فیلترینگ است .این نوع برنامه ها ، وجود کلید واژه های خاصی را در خط موضوع پیام ، بررسی و در صورت شناسائی آنان ،نامه الکترونیکی مورد نظر را حذف می نمایند. 


برنامه های فیلترینگ ، کلید واژه های مورد نظر را Spell و آنان را شناسائی می نمایند . برای spell یک کلید واژه، روش های متعددی وجود داشته و در برخی موارد ممکن است فرآیند Spelling نتایج مطلوبی را به دنبال نداشته و باعث حذف نادرست نامه هائی گردند که تمایل به دریافت آنان را داشته باشیم . برخی از برنامه های فیلترینگ پیشرفته ، نظیر heuristic و یا Bayesian ، با استفاده از روش های متعدد آماری اقدام به شناسائی Spam بر اساس الگوهائی خاص( با توجه به فرکانس تکرارهر الگو ) ، می نمایند . سازمان های متعددی اقدام به انتشار لیست آدرس های IP استفاده شده توسط ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی ناخواسته ، می نمایند. هر Spammer بزرگ ، قطعا" دارای مجموعه ای از ماشین های سرویس دهنده است که اقدام به ارسال پیام های Spam نموده و هر ماشین نیز دارای آدرس IP اختصاصی مربوط به خود است . 

پس از تشخیص Spam از طریق آدرس IP آن ، آدرس فوق به لیست سیاه اضافه می گردد.( www.spamhaus.org یکی از مراکزی است که چنین لیست هائی را ایجاد و بطور دائم آنان را به هنگام می نمایند).شرکت هائی که accoun پست الکترونیکی را host می نمایند ، می توانند با بررسی آدرس IP فرستنده و مقایسه آن با لیست سیاه ارائه شده توسط مراکزی نظیر : Spamhaus.org ، آن را فیلتر و بلاک نمایند .ارسال کنندگان نامه های الکترونیکی نیز در این زمینه ساکت ننشسته و در این رابطه از رویکردهای متعددی استفاده می نمایند 



تغییر متناوب آدرس های IP : با توجه به وجود اینگونه آدرس های IP در لیست سیاه ، در صورتی که آدرس های فوق در اختیار سازمان ها و یا موسساتی دیگر قرار گیرد ، عملا" برای استفاده کنندگان غیرقابل استفاده بوده و آنان نمی توانند از چنین آدرس هائی برای ارسال نامه های الکترونیکی واقعی ، استفاده نمایند.استفاده از توان سایر کامپیوترهائی که به آنان شکی وجود ندارد : ارسال کنندگان Spam ، با استفاده از تکنیک های خاصی از بین کامپیوترهای مطمئن موجود در شبکه که به آنان سوظنی وجود ندارد ، اصطلاحا" یارگیری نموده و از آنان برای ارسال نامه های الکترونیکی ناخواسته ، استفاده می نمایند . 

در چنین مواردی عملا" ماشین مورد نظر در اختیار ارسال کنندگان Spam ، قرار خواهد گرفت (Zombie machines ) . از طرفی چون آدرس های IP این نوع از ماشین ها جدید بوده و در لیست سیاه آدرس های IP قرار ندارند ، امکان ارسال میلیون ها پیام الکترونیکی با استفاده از آنان فراهم می گردد ( قبل از این که شناسائی و در لیست سیاه قرار گیرند ) .از دیگر راهکارهای مقابله با spam ، می توان به تدوین مجموعه قوانین مناسب برای برخورد با افراد و یا موسسات ارسال کننده این نوع نامه های الکترونیکی ، تهیه یک لیست اختیاری برای افرادیکه تمایل به دریافت Spam را دارند و استفاده از گزینه هائی نظیر فرم های Online در مقابل Email ، اشاره نمود .با توجه به حجم نامه های ارسالی ناخواسته و غیر قابل کنترل بودن آن ، می بایست تغییرات عمده ای در سرویس دهندگان پست الکترونیکی سنتی ایجاد و آنان خود را مجهز به تکنولوژی های پیشرفته ای به منظور ایمن سازی سرویس دهنده، نمایند.


هم اینک موضوع مقابله با Spam در دستور کار شرکت های عظیم تولید کننده نرم افزار( سرویس دهندگان پست الکترونیکی ) ، سخت افزار و امنیت اطلاعات قرار گرفته و تمامی آنان در تلاش برای ایجاد روش ها و تکنیک هائی خاص برای مقابله با Spam می باشند


منبع : سایت کارا

شرکت‌های موفق چگونه نوآوری ایجاد می‌کنند؟

شرکت‌های موفق چگونه نوآوری ایجاد می‌کنند؟

مترجم:عاطفه عبادی
منبع: Fast Company 
نوآوری مهم‌ترین عنصر اقتصاد امروز به حساب می‌آید،اما نباید آن را به عنوان مقصد در نظر گرفت.

نوآوری مستمر و پایدار وضعیتی است که در آن یک سازمان تلاش می‌کند تا در تمام جنبه‌های کسب وکار از جمله مدیریت، توزیع، عملکرد و مشتریان نوآوری کند و اینگونه بهره‌وری را بالا ببرد. این کار نیازمند یک رویکرد مدیریتی منسجم و سازمان یافته است که تمامی عملکردها را از کنترل و هدایت در سطح هیات مدیره و مدیرعامل گرفته تا هماهنگ کردن تمام مسیر از طریق سرمایه گذاری در حوزه فناوری و اجرای آن را، در بر گیرد.
مهم تر از همه اینکه باید توجه داشت نوآوری مقصد نیست، بلکه یک مسیر است. یک تشکل اقتصادی موفق، پس ازرسیدن به یک هدف،دست از نوآوری نمی‌کشد، بلکه دائما درگیر فرآیندهای اختراع، کشف و اختراع مجدد است.
سه مثال زیر را در نظر بگیرید:
شرکتی که به واسطه یک موفقیت خاص یا یک محصول موفق شهرت یافته: بازار گوشی‌های هوشمند با اپل و سامسونگ – که درصدد تسلط کامل بر بازار از طریق نوآوری در (تولید) محصول هستند- داغ است. زمانی گوشی‌های بلک بری درهمه جا و به راحتی در دسترس اغلب کارفرمایان و اهل تجارت قرار داشت. تنها پنج سال پیش بود که آر.آی.ام یکی از مشهورترین شرکت‌های فناوری در دنیا که با نام بلک بری شناخته می‌شود ،کنترل بازار تلفن‌های هوشمند را دست داشت. اما زمانی نگذشت که رونق خیره‌کننده دستگاه‌های آی‌فون و آندروید، محصولات این شرکت و نوآوری بزرگش را ، تنها به یادگاری در دنیای اختراعات تبدیل کرد.
موفقیت از پس شکست: در سال 1919 «کورنلیوس واندراستار» اولین فرد( غربی) بود که به چینی‌ها بیمه می‌فروخت و این کار را تا سال 1949 یعنی تا زمانی که سیاست‌هایی، شرکت بیمه‌ای چند ملیتی او «اِی.آی.جی» را وادار به بازگشت به ایالات متحده نکرده بود، با موفقیت انجام می‌داد. این اقدام ضربه سختی به شرکت وارد کرد، اما آنها به سرعت کسب‌وکار خود را در کشورهای دیگر و در سطح جهانی گسترش دادند. این شرکت همچنین در سال 1962 از بیمه‌های شخصی فراتر رفت و شرکت‌های سهامی با سود و دارایی‌های کلان را پوشش (بیمه‌ای) داد و نیز به منظور کاهش هزینه حقوق کارمندان، فروش از طریق واسطه‌های مستقل را جایگزین فروش از طریق نمایندگی‌ها کرد و اینگونه بود که توانستند، شرکت را دوباره احیا کنند.
موفقیت مستمر: فایزر بزرگ‌ترین شرکت داروسازی جهان دائما درآمد‌هایش را از طریق افزایش تولید داروهای پرفروش(با محبوبیت جهانی) و داروهای تقویتی، توسعه می‌دهد. فایزر در سال 1849 به عنوان یک شرکت تولیدکننده مواد شیمیایی خالص تاسیس شد. این شرکت تصمیم گرفت کم کم تولید پنی سیلین را کاهش دهد و تحقیقات خود را متوجه تولید سایر آنتی بیوتیک ‌ها و اقلام دارویی کرد. به این ترتیب توانستند یک سال بعد ترامایسین را کشف کنند و به بازار ارائه دهند و از آن پس توسعه‌ای موفق برای تبدیل شدن به یک شرکت داروسازی پژوهش- محور(مبتنی بر پژوهش) در پیش گرفت. این شرکت در تولید داروهای جدید، همچنان پیشتاز بازار است.ماه گذشته سازمان غذا و داروی ایالات متحده، یکی از داروهای تولیدی شرکت فایزر را که در درمان نوع نادری از سرطان خون موثر است، تأیید کرد.
بنابراین برای درس گرفتن از چنین تجربه‌هایی و رسیدن به موفقیت‌هایی از این دست باید به دنبال ایجاد نوآوری‌های پویا در کسب وکار بود و رویکردی بر پایه این اصول داشت.
سه اصل برای نوآوری پایدار:
نوآوری پایدار از افرادی که برای به اشتراک گذاشتن اندیشه‌ها، مقایسه مشاهدات و جلسات مشکل‌یابی گروهی برای حل مشکلات پیچیده گرد هم می‌آیند، انگیزه و نیرو می‌گیرد.بنگاه‌های اقتصادی با تمرکز فراوان بر نوآوری پایدار، سه اصل مشترک- که مانند چسب افراد را در یک همکاری مولد وپربار به یکدیگر می‌پیوندد- به اشتراک می‌گذارند. این سه اصل عبارتند از: 
1-مقررات همگرا: ایده‌ها به صورت منفرد و جدا از هم نیستند.آنها در گروه‌هایی رسمیت می‌یابند و اینگونه کل سازمان را قادر می‌سازند که به عنوان یک نهاد عمل کنند. آنچه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است همگرایی مدیریت کسب‌وکار و مدیریت فناوری است که تضمین می‌کند که هیچ واحد یا بخشی فرصت سرمایه‌گذاری روی ایده‌ها و امکانات جدید را از دست نخواهد داد.
2- همکاری مشترک و متقابل: هیچ سازمانی در خلأ کار نمی‌کند.هر مدیر،کارمند و پیمانکاری به طور بالقوه قطعه‌ای از پازلِ ایجاد فرصت‌های دستیابی به کسب‌وکار جدید را در اختیار دارند. حامیان، شرکا، توزیع‌کنندگان و مشتریان، هر یک منبعی از اطلاعات و ایده‌ها هستند که به یک اندازه ارزشمندند.
3- ساختار تجارت خلاقانه: همه سازمان‌ها نمی‌توانند یک فرهنگ توسعه بدون ساختار را به اجرا درآورند.اغلب آنها به ساختاری نیاز دارند که واحد‌های مقرراتی، مدیریتی و عملیاتی را وادار به همگرایی کند.
بنابراین برای تحقق این اصول، شرکت‌ها باید نوآوری پایدار را روی این سه اصل مشخص و تنگاتنگ – که برای به اجرا درآمدن در سطح بالایی از بلوغ سازمانی،نیازمند همگرایی تجارت،فناوری و مدیریت هستند-متمرکز کنند.

راهکارهای نوآوری پایدار
طراحی، راه‌اندازی و اداره سازمان‌هایی که دائما نوآوری ایجادکنند نیازمند راهکاری است که بتواند مراحل (گام‌های) کلیدی و اصلی زیررا در یک روند سازمان یافته لحاظ کند:
به تمام ایده‌هایی که به واسطه بینش، بصیرت، نوآوری و ارتباط با شبکه‌های بیرونی(خارج از شرکت) حاصل می‌شوند، توجه کنید. به نظرات مشتریان خود گوش دهید و به مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین اعضا و بخش‌های شرکت تان توجه ویژه‌ای داشته باشید.
سعی کنید بفهمید که مشتریان بالفعل و بالقوه شما چه کسانی هستند،چه می‌خواهند و به چه چیز احتیاج دارند،به چه چیز احتیاج پیدا خواهند کرد و چرا این نیازها هنوز مرتفع نشده‌اند. تیم نوآوری را طوری تنظیم کنید که شامل کسانی باشد که در نوآوری سهم عمده‌ای دارند،برای نوآوری یک دستور کار تدوین کنید و منابع و سرمایه‌گذاری‌های مورد نیاز برای رسیدگی به مشکلات و حل آنها را سازماندهی کنید.
احتمال شکست تیم را در نظر بگیرید واینگونه محیط و قابلیتی برای بروز خلاقیت ایجاد کنید. از طریق اعمال نفوذ و قدرت به چرخه متوالی نوآوری، راه‌حل‌های جایگزین زیادی به وجودآورید.
از شکست بیاموزید و تجربه کسب کنید. بااستفاده ازالگوهای اصلی و اولیه و تکرار شیوه‌های بازخورد محور (که بازخورد مشتریان را منعکس می‌کنند) تجربیات متفاوت را به صورت هماهنگ وموازی پیش برید.
دوباره به نظرات مشتریان خود گوش دهید.از نمونه‌های اولیه برای دریافت و استنباط بازخورد آنها استفاده کنید. به معیارهای پذیرش/خرید مشتریان توجه کنید.به نظرات نادرست نیز گوش کنید،اما اجازه ندهید با سفسطه ،شما را به اشتباه بیندازند.
برای رسیدگی(پرداختن) به ارزش‌های مشتری‌مداری چون هزینه، استفاده شهودی و غریزی وسهولت تغییر، برنامه‌ریزی و طراحی داشته باشید.

پیاده‌سازی تصمیم نهایی برای ادامه یا ترک یک پروژه
جایگزین‌های رقیب را ادغام یا حذف کنید تا به تعداد قابل‌کنترلی برسند. طرح‌ها و روش‌هایی را برای اختراع مجدد،امتحان یا طراحی مجدد در نظر بگیرید.مرحله دوم از چرخه نوآوری یعنی تجسم وتحقق این نوآوری را اجرا کنید.
مطمئنا بعضی از مردم به تنهایی بهتر کار می‌کنند.اما اکثر افراد به عنوان بخشی از یک گروه یا جامعه‌ای ازایده‌ها و استعدادهای گسترده –که پشتوانه برخی از مهم‌ترین اختراعات جهان بوده‌اند - نقش مفیدتر و مؤثرتری دارند.
اولین تک تراشه ریزپردازنده، نخستین بار در سال 1971 توسط «اینتل» معرفی و رونمایی شد.اولین کیسه هوای ایمنی اتومبیل، در شورولت مدل 1973 عرضه شد و اولین داروی ضد افسردگی در سال 1988بود که کشف و به بازار عرضه شد. اینها همگی نوآوری‌های بزرگی به حساب می‌آیند که کشف شدند و در طول سالیان بعد توسط یک گروه و نه افراد مجزا از هم، توسعه و تکامل یافته‌اند.
معیار واقعی نوآوری پایدار، خود اختراع نیست، بلکه منافع و مزایای پایداری است که این نوآوری نهایتا برای کسب‌وکار ایجاد می‌کند. نظم و مقررات و نوآوری متضاد یکدیگر نیستند،بلکه مکمل یکدیگرند. برای ایجاد یک فرهنگ نوآوری، مقادیر زیادی از انرژی سازمانی صرف غلبه بر سکون وتحلیل (کاهش) انرژی می‌شوند. اما هنگامی که یک ایده با موفقیت جنبه تجاری یافت و به سودآوری رسید، منابع جدیدی از انرژی، خلاقیت، نظم و مقررات و نیز منابعی که موجب رشد و استمرار یک فرهنگ نوآوری پایا و ماندگار می‌شوند، ظهور می‌کنند.
شرکت‌های موفق نوآوری را از زمانی که تنها یک مفهوم است تا زمانی که جنبه تجاری پیدا کند، به گونه‌ای مدیریت می‌کنند که نه تنها منجر به به وجود آمدن ایده‌های خوب می‌شود، بلکه همواره مسیر خود را تا تبدیل شدن به بسته‌ای از محصولات و خدمات، پیدا می‌کنند. 

محبوب‌ترین دستگاه‌های دیجیتال برای مدیران

بدون شک تکنولوژی امروزه نقش مهمی در زندگی روزمره افراد مختلف بازی می‌کند. در واقع حالا دیگر میزان نفوذ تکنولوژی و ابزارهایش در زندگی همه ما به اندازه‌ای شده است که نمی‌توان آن را حذف کرد. این در حالی است که برای همراهی با روند رشد جهان ناچار باید از تکنولوژی روز بهره گرفت. 


در این میان مدیران در سازمان‌ها، ادارات و شرکت‌های مختلف احتمالا نیاز به همراهی با تکنولوژی روز را بیشتر هم حس می‌کنند. مدیران در هر بخش و حوزه‌ای که فعالیت می‌کنند برای رشد کاری خود و شرکت تحت مسوولیت‌شان باید از ابزارهای تکنولوژی مانند دستگاه‌های دیجیتال قابل حمل شخصی و اپلیکیشن‌ها بهره بگیرند.

با این اوصاف است که این روزها بسیاری از مدیران می‌توانند جلسات کاری و مهم خودشان را حتی از راه دور هم مدیریت کرده و با خیالی آسوده به سفر بروند. آنها می‌توانند به موبایل‌های هوشمند و تبلت‌هایشان اعتماد کرده و از اپلیکیشن‌ها و برنامه‌های کاربردی مختلفی که برای مدیریت طراحی و تولید شده‌اند استفاده کنند تا کار مدیریت را به شکلی بهتر، موثرتر و خلاق‌تر انجام بدهند. این باعث می‌شود که مدیران در کنار مشغله‌های کاری‌شان، بتوانند زمان بیشتری را به خودشان و زندگی شخصی‌شان اختصاص بدهند.

تحقیقات و آمارهای مختلفی در این زمینه وجود دارد که نشان می‌دهد شرکت‌های بزرگ دنیا که روند رشد سریعی را دنبال می‌کنند، مدیران به روزی دارند که از تکنولوژی برای خلاقیت بیشتر استفاده می‌کنند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط بخش تحقیقاتی شرکت Dell، چیزی در حدود 60 درصد از مدیران شرکت‌های بزرگ و پیشرفته اعلام کرده‌اند که شرکت آنها از تکنولوژی روز استفاده می‌کنند.

 آنها معتقدند که استفاده آنها از ابزارهای تکنولوژی باعث شده است تا بتوانند خدمات بهتری را به مشتریانشان ارائه کنند و به همین دلیل استفاده از تکنولوژی و فناوری اطلاعات به یکی از استراتژی‌های اساسی و مهم برای آینده شرکت‌های آنها تبدیل شده است. به این ترتیب مدیران شرکت‌های بزرگ دنیا که در سال‌های اخیر شاهد رشد خوبی هم بوده‌اند اعلام کرده‌اند که صرف‌نظراز زمینه فعالیت هر شرکت، تکنولوژی به یکی از بخش‌های اصلی در هر صنعت و تجارت تبدیل شده است و به این دلیل برای موفقیت باید به خوبی از آن استفاده کرد.


ندا لهردی- دنیای اقتصاد

چگونه یک رهبر سازمانی فوق العاده باشیم

در سازمان‌های غیر دولتی پیشرو، همواره پای مدیرانی فوق‌العاده در میان است. به عنوان مثال، حضور مدیرانی چون خانم توران میرهادی و خانم نوش‌آفرین انصاری در شورای کتاب کودک و حضور خانم سعیده قدس در موسسه محک تاثیر بسزایی در موفقیت این سازمان‌ها داشته‌است. در سازمان‌های بین‌المللی هم شاید بتوان از موسسه پزشکان بدون مرز نام برد که توسط گروه معدودی از پزشکان و روزنامه نگاران فرانسوی در سال ۱۳۵۰ شمسی شکل گرفت و به دلیل توان رهبری و مدیریت گروه شکل‌دهنده، اکنون در ۶۰ کشور دنیا فعال است.
اما پرسش این‌جاست که چه خصوصیاتی، رهبر یک سازمان را تبدیل به یک رهبر فوق‌العاده می‌کند؟ آیا وجه تمایز آنان با سایر مدیران/ رهبران سازمانی، در تواناییشان برای تشویق هر چه بیشتر اعضا به کارهای گروهی است؟ آیا تیزبینی و خلاقیت ویژه‌ای دارند؟ و یا جسارت و روحیه‌ عمل‌گرای آنها کلید موفقیتشان است؟

پنج مرحله‌ برای عبور از مرحله رهبری سازمانی خوب به رهبری سازمانی فوق العاده (از خوب تا فوق‌العاده)

از دیدگاه جیمز کالینز – محقق برجسته حوزه پایداری و رشد شرکت‌ها- رهبران سازمانی می‌توانند پنج مرحله را تجربه کنند؛ در هر مرحله رهبر سازمانی به جز خصوصیت بارز آن مرحله، خصوصیات مرحله قبلی را نیز داراست.
• مرتبه یک: افرادی با توانایی‌ زیاد
در نخستین مرتبه، فرد با دانش تخصصی مشخصی آشناست و استعداد و توانایی لازم برای ارایه یک فعالیت خیلی خوب را دارد.
• مرتبه دو: اعضا با مشارکت فعالانه
در این مرتبه، فرد فعالانه از دانش و مهارت‌های خود استفاده می‌کند تا گروه موفق شود. او به خوبی با بقیه اعضا همکاری می‌کند تا بهره‌وری مناسبی داشته ‌باشند.
• مرتبه سه: مدیر تلاش‌گر 
یک مدیر تلاش‌گر توانایی سازماندهی گروهی افراد برای رسیدن به اهداف مشخص را دارد.
• مرتبه‌ چهار: رهبر موثر 
بیشتر مدیران برجسته از زمره رهبران موثر (مرتبه‌ چهارم) هستند. در این مرحله‌، فرد پتانسیل‌های فردی و مهارت‌های لازم برای ایجاد شور و شوق لازم در گروه، به قصد رسیدن به چشم‌انداز و اهدافی مشخص را دارد.
• مرتبه‌ پنج: رهبران فوق‌العاده 
در مرتبه‌ آخر، فرد همه‌ مهارت‌های چهار مرتبه‌ قبل را دارد و علاوه بر آن، به جای تمرکز بر منافع و ملاحضات شخصی، با اشتیاق فراوان به دغدغه و مقصود گروه/سازمان فکر می‌کند.

و اما چگونه می‌توانیم سازمان خود را هر چه بهتر و موثرتر مدیریت کرده و به عبارتی رهبری فو‌ق‌العاده باشیم؟

به پیشرفت شخصی تک تک اعضا توجه کنیم
در تیم‌هایی با رهبر فوق‌العاده، شاید بتوان گفت که هر عضو تیم، با اشتیاق و فعالانه مدیریت بخشی از کار را به عهده می‌گیرد. دلیل این نگرش اعضا تیم آن است که خود را صاحب اصلی آن تیم و دستاوردهایش احساس می‌کنند، نه یک مهمان یا یک عضو معمولی یا یک کارمند. روش ایجاد چنین نگرشی، توجه واقعی به پیشرفت شخصی تک تک اعضا است. رهبران فوق‌العاده، با اعضا خود وقت می‌گذارند تا با اهداف شخصی هر فرد آشنا شوند، پتانسیل‌های آنان را بشناسند و همچنین از نیازهای آنها برای توسعه مهارت‌هایشان آگاهی یابند. این رهبران سعی می‌کنند که برنامه توسعه حرفه‌ای تیمشان را با تخصیص وقت، زمان و هزینه‌های لازم حمایت کنند. آنها فعالانه گوش می‌دهند، توجه می‌کنند و از انگیزه‌ها و چشم انداز رشد و پیشرفت گروه خود مطلع هستند.
با شور و علاقه رهبری کنیم
یکی از مهم‌ترین مکانیزم‌های رهبری افراد، به ویژه در فعالیت‌های مردم‌نهاد، الگوسازی برای اعضا تیم است. به عنوان مثال، اگر رهبر یک تیم شخصی بی‌نظم باشد و همیشه با تاخیر در جلسات حاضر شود، به سختی می‌توان انتظار داشت که اعضا منظم و سروقت باشند. به قولی، رطب‌خورده منع رطب چون کند؟
رهبران فوق‌العاده از این مکانیزم الگوسازی برای ایجاد شور و اشتیاق در تیم استفاده می‌کنند. وقتی اعضا تیم انگیزه و انرژی زیاد رهبر گروه را مشاهده کنند، آنها نیز با شور و شوق به انجام کارها مشغول خواهند شد. در سازمان‌های مردم‌نهاد و داوطلبانه که اساس آنها پرداختن به یک دغدغه جمعی است، ایجاد شور و اشتیاق در گروه از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت رهبر سازمان است.
تیمی از بهترین‌ها درست کرده و کمک‌ کنیم تا تیمی از فوق‌العاده‌ها شوند 
یکی از مهم‌ترین کارهایی که یک رهبر فوق‌العاده انجام می‌دهد، پیداکردن «بهترین فرد» برای انجام هر کار است. اگرچه "مهارت و تخصص" انجام کار عامل مهمی در شناسایی بهترین‌هاست اما انگیزه و چشم اندازهای افراد نیز در شناسایی آنها مهم است. بدین معنی که بهترین‌ها آنهایی هستند که کاری که به آنها محول می‌شود مطابق با استعدادها، پتانسیل ها، چشم انداز رشد و توسعه و همچنین سطح مهارت‌ها و دانش تخصصیشان باشد.
رهبران فوق‌العاده پس از آنکه تیمی از بهترین‌ها تشکیل دادند، زمان زیادی را صرف حمایت از اعضا تیم برای استفاده از تمام پتانسیل فکری و تخصصیشان می‌کنند. این حمایت می‌تواند از جنس هم‌فکری، پشتیبانی از افراد در ارائه ایده‌های جدید، تشویق آنها به یادگیری بیشتر و غیره باشد.
تا می‌توانیم مشورت کنیم و از دیگران کمک بخواهیم 
در جوامع حرفه ای سنتی‌تر، کمک خواستن از دیگران و پرسیدن نظر آن‌ها در مورد جزییات کار، به عنوان یک نقطه ضعف پنداشته می‌شود. در چنین جوامعی باور رایج این است که رهبر سازمان باید همیشه و در کلیه موارد تخصص و آگاهی کامل از کلیه موضوعات را داشته باشد. اما در جوامع حرفه‌ای پیشرفته‌تر، استفاده از نظرات کارشناسانه مشاوران در حوزه‌های مرتبط، افق‌های تازه فکری باز می‌کند. مشورت کردن و کمک خواستن از دیگران، فرصت استفاده از ایده و تجربه دیگران را فراهم می‌کند و به این شکل، پتاسیل فکری که برای رهبری گروه به کار می‌رود محدود به توانایی‌های یک فرد نخواهد بود.
بیش از «من» به «ما» توجه کنیم 
اگر موفقیت‌ها و دستاوردهای گروه تنها به حساب رهبر گروه/سازمان گذاشته ‌شود، یا او بر نقش تک تک اعضا در این موفقیت –چه داخل گروه و چه بیرون از آن- توجه نداشته باشد، چه اتفاقی خواهدافتاد؟ آیا احساس تعلق اعضا با گروه پایدار خواهد ماند؟ بدون آنکه اعضا هدف گروه را هدف خودشان بدانند، آیا کارهای فوق‌العاده صورت خواهد پذیرفت؟
یکی از ویژگی‌های رهبران فوق‌العاده آن است که در صحبت‌ها و رفتارشان، کمتر اثری از «من» می‌توان یافت. آنها بیشتر بر اسم، هویت و پیشرفت گروه خود تعلق خاطر دارند تا خودشان. این نگرش آرام آرام تبدیل به فرهنگ گروه می‌شود و موجب می‌گردد که هر عضو گروه‌ خودش کارهای خودش را رهبری نماید. فراموش نکنیم که در کارهای داوطلبانه و مردم‌نهاد، سرمایه و ثبت حقوقی و فرآیندهای کاری مشخص همه در اولویت دوم قرار دارد و زمانی سازمان/گروه ما شکل می‌گیرد که دغدغه‌ اصلی آن در دل اعضا گروه خانه کرده باشد.
مسئولیت اشتباهات را به عهده‌بگیریم 
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رفتاری رهبران فوق‌العاده آن است که مسئولیت آنچه را که گروه انجام می‌دهد به عهده می‌گیرند و به این شکل، امنیتی برای اعضا ایجاد می‌کنند که با جسارت بیشتر به کارشان ادامه دهند. در کنار پذیرش مسئولیت، آنها اشتباهات را به صورت گروهی ریشه‌یابی می‌کنند تا در آینده تکرار نشوند. مهم‌تر این که در تحلیل اشتباهات گروه، به جای آنکه بر پیداکردن مقصر متمرکز باشند، به ساختار و سیستمی که باعث بروز آن مشکل شده توجه می‌نمایند.

با یادآوری و تمرین گام‌های مذکور، ما نیز می‌توانیم در رهبری سازمان خود رهبری فوق‌العاده باشیم.

این نوشته بر اساس تجربه‌ی نگارنده در سازمان‌های داوطلبانه و مردم‌نهاد مختلف و با برداشت از منابع زیر تهیه شده‌است:
- Greenleaf, R. (1977). Servant leadership, Paulist Press
- Fullan, M. et all (2007). The Jossey-Bass Reader on Educational Leadership, John Wiley & Sons: San Francisco
- http://www.jimcollins.com/media_topics/level-5.html
- http://www.mindtools.com/pages/article/level-5-leadership.htm

منبع: مدرسه کارفرینی پرتو

پيشنهاد فروش و بازاريابي منحصر به فرد

سیده سارا قافله باشی
هر تبليغ بايد حاوي يك پيشنهاد فروش و بازاریابی منحصر به فرد براي مصرف‌كننده باشد و جهت اثرگذاري اوليه در خصوص آن برند، بايد به صراحت بگويد ‌اين محصول را بخريد و از‌ اين فايده منحصر به فرد آن بهره‌مند شويد. پيشنهاد فروش منحصر به فرد (usp: unique selling proposition) يك مفهوم بازاريابي است كه شركت در تبليغات يا پروموشن‌هاي خود از آن استفاده كرده و مزيت‌هاي رقابتي خود را از رقبا جدا مي‌كند.


امروزه در محیط‌های رقابتی، شرکت‌ها علاوه بر داشتن پیشنهاد فروش منحصر به فرد نیازمند پیشنهاد بازاریابی منحصر به فرد (ump: unique marketing proposition) نيز می‌باشند. هر شرکتی می‌بایست هر دو نوع پیشنهاد را به مشتریانش ارائه کند تا بتواند یک گام از رقبا پیشی بگیرد. در usp به دنبال این هستیم که محصولی که توسط شرکتی ارائه می‌شود چرا از دیگر رقبا متمایز است و برای تکمیل کردن این پیشنهاد، نیاز به آن داریم که ump را ارائه کنیم به‌طوري‌كه بیانگر آن باشد که چگونه می‌توانیم محصولی را تولید کنیم که نیاز‌های بازار هدف را به درستی شناسایی کرده و بتواند مزیت رقابتی بزرگ‌تری را به دست آورد. پيشنهاد ارائه شده بايد به نحوي باشد كه رقبا آن را عرضه نكرده باشند و حتي قادر به ارائه آن هم نباشند. هر تبليغي فقط نقش يك تبليغ يا نمايش محصول را ندارد، بلكه هر تبليغي بايد نشان‌دهنده يك مزيت براي مشتري باشد و به مشتري بگويد من را بخر و در ازاي آن منافعي را دريافت كن.‌ اين پيشنهاد منحصر به فرد بايد مشتریان را متقاعد كند كه به جاي استفاده از برندهاي رقيب، برند او را انتخاب كنند.
به خصوص در بازارهايي كه محصولات در آنها بسيار مشابه هستند، داشتن يك usp و umpدر كمپين‌هاي تبليغاتي براي عبور از هياهوي پيام‌هاي رقبا بسيار ضروري است، اما بهترين راه براي بهره گيري مناسب از آن اين است كه، بازاريابان خود را به جاي مشتري قرار داده و تشخيص دهند كه چه چيزي رفتار مشتري و تصميم او به خريد را برمي‌انگيزد. براي‌اين منظور از خود مشتري به عنوان بهترين منبع اطلاعاتي مي‌توان بهره گرفت. پس در ump ما در آینده سیر می‌کنیم و در usp در حال هستیم. براي تعيين usp گام‌هاي زير را برداريد: ارزشي كه توسط برند محصول شما به مشتري انتقال پيدا مي‌كند را مشخص كنيد. آن ويژگي‌هايي كه برند شما را در مقابل رقيب مستقيمتان متمايز مي‌كند ليست كنيد. ويژگي‌هايي كه از نظر خريداران و مصرف كنندگان نهايي آن برند اهميت بيشتري دارند را تعيين كنيد. ويژگي‌هايي كه توسط رقبا به سادگي تقليد نمي‌شوند را تعيين كنيد. ويژگي‌هايي كه ارتباط مناسب‌تري با مصرف‌كنندگان برقرار كرده را مشخص كنيد. يك پيام به ياد ماندي از‌اين پيشنهاد منحصر به فرد تهيه كنيد و‌اين كه شما چگونه مي‌توانيد‌ اين پيام را به گوش خريداران و مصرف‌كنندگان نهايي رسانده و با آنها ارتباط برقرار كنيد را تعيين كنيد؟
برای تعیین ump بايد به سوالات زیر پاسخ داده شود: محصولات شما در کجای بازارگاه قرار می‌گیرد؟ محصولات رقبا در کجای بازارگاه قرار می‌گیرد؟ کدام نقطه از بازار نیازی دارد که هنوز کالایی برای آن تعریف نشده است؟
برای تعریف نیاز‌ها بايد از آمیزه بازاریابی که شامل قیمت، محصول، مکان توزیع و پروموشن می‌باشد، استفاده کرد كه می‌تواند به سوالات فروش و بازاریابی پاسخ دهد: شرکت چه كالايي می‌فروشد؟ هزینه‌ای که مشتری بابت آن می‌پردازد به چه مقدار است؟ با استفاده از چه کانال‌های توزیعی می‌توان به مشتریان هدف رسید؟ چگونه محصول خود را به مشتری نشان بدهیم؟
usp يك ابزار برندينگ قوي به شمار مي‌آيد كه به اثربخشي ump و فعالیت‌های بازاریابی در این حوزه همچون تبليغات رسانه‌اي، وب سايت، بسته بندی، پرسنل فروش و....كمك مي‌كند و سبب مي‌شود كه نام برند محصول آن در ذهن مشتريان ماندگار شود.
شركت‌ها نيازمند به جايگاه مناسب در ميان رقبا و پيدا كردن نقطه متمايز‌كننده در صنعت مورد نظر مي‌باشند. هر نوع متمايزسازي اثر بخش نخواهد بود. به طور مثال امروزه بهترين كيفيت محصول به عنوان يك متمايز‌كننده محصول محسوب نمي‌شود. در مواردي اثبات شده است كه بهبود كيفيت باعث رضايت مشتري شود، اما ‌اين امر منجر به تعهد مشتري نمي‌شود. در نتيجه بايد روشي ديگر براي منحصر‌به‌فرد بودن را پيش گرفت. تمايز در قيمت در صورتي كه با مزايا و منفعتي كه آن محصول براي مشتريان دارد همخواني داشته باشد مناسب يك پيشنهاد منحصر به فرد در فروش مي‌باشد. البته تمايز قيمت مي‌تواند در جهت افزايش يا كاهش آن باشد. به طور مثال محصولي با قيمت بالا، پرستيژ بالا را براي مشتري به همراه دارد. گاهي داشتن يك شخصيت مناسب در ذهن مشتري يا برجسته كردن دوره عمر زياد آن برند منجر به گرفتن فضاي زيادي از سهم قلبي مشتري مي‌باشد كه خود يك روش متمايز‌كننده در ميان رقباي ديگر مي‌باشد.
شركت‌ها مي‌توانند براي متمايز سازي محصولات خود در ميان رقبا از روش‌هاي زير استفاده نمايند:
برترين كارآيي و عملكرد، قابل اعتماد بودن به ميزان بالا، ديرپايي (عمر دراز)، برترين‌ايمني، ارزشمند در برابر قيمت پرداختي، ارزان‌ترين و گران‌ترين، سرمايه اعتبار و افتخار، بهترين طراحي شكل ظاهري، كاربري آسان، برخورداري محصول از يك نشانه يا ويژگي مخصوص، سودمندي و كاربرد خاص.


منبع: دنیای اقتصاد

40 نکته کلیدی از سخنان برایان تریسی در همایش تهران


1- با ارزش ترین دارایی ما توانایی کسب درآمد است نه آن پولی که به دست می آوریم. توانایی از دست نمی رود اما پول و ثروت ممکن است بارها از دست برود.

2- موفقیت مانند نردبان است و مهارت های ما پله های آن را می سازد، اگر پله ها کامل نباشد، ما نمی توانیم از نردبان بالا برویم.


3- پتانسیل انسان آنقدر زیاد است که می توان صد زندگی همزمان داشته باشد. ما می توانیم هر چیزی را بیاموزیم ودر هر امری متخصص شویم.


4- آموزش کلید موفقیت است ولی چون سخت و وقت گیر است و بیشتر انسان ها تنبل اند کسی برای یادگیری اهمیت قائل نمی شود.


5- امروزه نه تنها باید هوشمندانه کار کرد بلکه باید هوشمندانه وسخت کار کرد تا به ثروت و موفقیت نائل شد.


6- اهمیت کلمات در زندگی بسیار مهم است. کلمات خوب، تفکرات بهتری را ایجاد می کنند.


7- افراد موفق بر راه حل ها تمرکز می کنند اما افراد متوسط به فردی که مشکل را ایجاد کرده است فکر می کنند.


8- کیفیت زندگی و هدف اصلی ما بستگی به احساسمان از خود (کرامت نفس) دارد.


9- هدف داشتن با هدف گذاشتن متفاوت است. نوشتن اهداف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. افرادی که اهداف مکتوب دارند ده برابر دیگران موفق ترند.


10- برندگان کسانی هستند که درازمدت فکر می کنند، افراد متوسط کوتاه مدت و سطحی می اندیشند.


11- افراد موفق کارهای بزرگ و سخت را انجام می دهند ولی افراد متوسط، دنبال کارهای راحت و معمولی می روند.


12- هر یک از ما باید یک نقشه بیست ساله داشته باشیم و به جای فکر کردن به مشکلات اقتصادی دنبال برداشتن قدم ها در مسیر اهداف خود باشیم.


13- کسانی که مهارت های مالی دارند موفق می شوند. شما باید در روز حداقل دو ساعت درباره اقتصاد و سرمایه گذاری مطالعه داشته باشید.


14- راز اکثر موفقیت ها پشتکار و مقاومت است باید با خودت عهد کنی که کنار نمی کشی تا به اهدافت برسی.


15- اعتماد به نفس باید آنقدر بالا باشد که هیچ چیز نتواند جلوی ما را بگیرد.


16- برای فروش موفق باید تعداد تماس ها و ارتباطات را افزایش دهید.


17- نگران شنیدن نه نباشید، نه یعنی پول!


18- کسانی که بیشترین نه ها را دریافت می کنند بیشترین بله ها را نیز می شنوند.


19- باید به محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید اعتقاد داشته باشید، اگر اعتقاد دارید که محصولتان عالی است، ناخودآگاه مشتری این موضوع را 
درمی یابد. (و برعکس!)


20- فروشندگان موفق عاشق محصول، کار و شرکتشان هستند.


21- به جای اینکه فروشنده باشید، یک مشاور دلسوز باشید، آنگاه فروش خودش اتفاق می افتد.


22- فقط هدف این نیست که فروشی انجام دهی بلکه باید ابتدا ببینی که این مشتری به محصول تو نیاز دارد یا خیر.


23- قدرت در دست کسانی است که بهترین نُت برداری را دارند.


24- در فروش باید ابتدا اعتمادسازی کنید.


25- انتخاب های امروز، کیفیت زندگی فردای شما را می سازند. گذشته را رها کنید و به فکر ساخت فردای خویش باشید.


26- هیچ موقع نگویید که دیگر دیر شده است. هیچ وقت برای گرفتن تصمیمات صحیح دیر نیست.


27- به سوی خورشید تمرکز کنید تا سایه پشت تو قرار گیرد.


28- ما باید تغییر کنیم. اگر تغییر نکنیم، کنترل زندگی را در دست نخواهیم داشت.


29- برای هر حوزه زندگی باید برنامه جامعی تدوین کنیم. باید فراتر نگاه کنیم و روی آینده تمرکز کنیم.


30- افرادی که موفق و در جامعه مورد احترامند کسانی هستند که بیشترین وقت را روی آماده سازی برای آینده می گذارند.


31- برای تسخیر آینده باید از لذت های آنی دست بکشیم.


32- منحرف شدن از مسیر اصلی، بزرگترین عامل شکست ما است.


33- افراد موفق سخت و هوشمندانه کار می کنند. هوشمندانه یعنی کارهایی را انجام دهیم که با اهدافمان سازگار باشد.


34- کارهای کوچک، ساده و راحت را انجام ندهید زیرا کم کم به آنها عادت می کنید. از کارهای سخت و بزرگ استفاده کنید.


35- افراد موفق کارهایی را انجام می دهند که پتانسیل نتایجش بسیار بالاست.


36- همیشه برای همه کارها برنامه داشته باشید تا بتوانید اقدامات را سریع تر انجام دهید.


37- قبل از شروع هر کاری چک لیست و گام های سازماندهی شده آن را بنویسید.


38- میلیاردرها عادت دارند روزانه هدف گذاری کنند.


39- میلیاردرها عادت دارند کارهای شان را تکمیل کنند و نیمه کاره رها نکنند.


40- میلیاردرها عادت دارند با مهم ترین عمل، روزشان را شروع کنند.

اگر از درامدتان ناراضی هستید استراتژی و تبلیغاتتون رو عوض کنید

روزي مرد کوري روي پله هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي ازکنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان رابرگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر ان روز روزنامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر ازسکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر اوهمان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگارجواب داد:چيز خاص و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زدو به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد: 
امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم !!!!! 
وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديدبهترينها ممکن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. 
حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است ....

لبخند بزنيد

مشاهده ویدیو این داستان

از صف بیکارها بیرون بیایید!


برترین ها: نرخ بیکاری بالا است، پیدا کردن کار سخت است، خانم یا آقای X با وجود داشتن فوق لیسانس بیکار است... این جملات را از خیلی ها می شنویم و شاید تا حدی درست باشند. ولی باور کنید کارفرمایانی هم هستند که می گویند پرکردن جای خالی یک کارمند سخت است. چرا؟ چون نتوانسته اند کسی را پیدا کنند که توانایی های موردنظر آنها را داشته باشد.  وقتی می گوییم توانایی منظورمان لزوما مهارت های ریاضیاتی، فنی یا مهندسی نیست. گاهی مهارت هایی که به اشتباه در درجه دوم و سوم اهمیت قرار می گیرند، قدرتی فوق العاده در جلب نظر کارفرما دارند. مثلا نگرش حرفه ای، وقت شناسی، فن بیان و حتی توانایی برقراری یک مکالمه تلفنی مودبانه.

از همان لحظه ای که رزومه کاریتان را به کارفرما ارائه می کنید قضاوت راجع به شما شروع می شود و البته این قضاوت تنها با توجه به محتوای رزومه صورت نمی گیرد. مثلا اشتباهات تایپی ممکن است از نظر بعضی کارفرماها مهم نباشد، ولی به هرحال نشانه این است که شما به جزئیات دقت نمی کنید و ممکن است حرفه ای نباشید.

اما برای استخدام شدن، علاوه بر توانایی های تخصصی به چه مهارت های دیگری نیازمندیم؟


نگرش

شخصیت شما یکی از عواملی است که ذهنیت دیگران را نسبت به شما تحت تاثیر قرار می دهد. حتی اگر از تجربه لازم و کافی برخوردار باشید، بی ادبی، گیجی و حواس پرتی و برخورد سرد و متکبرانه می تواند مانع استخدام شما شود. به یاد داشته باشید رقابت در بازار کار آنقدر زیاد و بی رحمانه است که کسی به ما فرصت دوباره نمی دهد یا منتظر ما نمی ماند. سعی کنید با برخورد و نگرش مثبت نسبت به دیگران را تمرین کنید تا بتوانید تاثیری مثبت بر ذهن دیگران داشته باشید..

با رعایت نکات زیر خواهید توانست بر ذهن کارفرما تاثیری مثبت باقی بگذارید:

- برخوردی مودبانه و دوستانه داشته باشید.
- اشتیاق و انگیزه خود را برای شغل موردنظر نشان دهید.
- رفتار حرفه ای و سازمانی داشته باشید.
- به آنچه گفته می شود توجه و دقت کنید.
- اعتماد به نفس داشته باشید.
- نشان دهید که به اخلاق حرفه ای پایبندید.



ارائه


در طول فرایند استخدام، کارفرما فرصت های زیادی برای ارزیابی شما خواهد داشت تا بتواند شما را به عنوان یک کارمند در ذهن خود تجسم کند. پس سعی کنید خود را  آماده، مسلط و منظم نشان دهید.

- رزومه خود را درست و با توجه به قوانین رزومه نویسی بنویسید.

- به ظاهر خود دقت کنید و لباس های مناسب بپوشید. پوشیدن لباس های رسمی و مناسب نشان می دهد که شما معنای  قوانین محیط کار را می دانید.

- شفاف، مستقیم و بدون ابهام صحبت کنید و همه سوال ها را به طور کامل پاسخ دهید. با این کار نشان می دهید که توانایی برقراری مکالمه و بیان عقیده خود را دارید.

- وقت شناس باشید. اگر به موقع به محل مصاحبه نروید یا ای میل کارفرما را دیر جواب بدهید باعث ایجاد این تصور می شود که شما فردی بی تفاوت هستید یا به کار خود اهمیت نمی دهید. 



مهارت های اولیه و اساسی


تصور کنید که شخصی در طی مصاحبه با کارفرما می گوید " من مسئولیت پذیر و قاطع هستم و همه مهارت هایی که می توان در مصاحبه شغلی به آن اشاره کرد را دارم." اگرچه این جملات ممکن است خودپسندانه به نظر برسند یا خسته کننده ترین روش تعریف از خود باشند، ولی ضروری است که به کارفرما بفهمانیم که آمادگی پذیرش شغل موردنظر را داریم.

اجازه بدهید کارفرما بداند که شما مهارت های زیر را دارید:

- توانایی مدیریت زمان
- توانایی حل مسئله
- مهارت کار گروهی
- پایبندی به اخلاق حرفه ای
- انتقادپذیری و درس گرفتن از اشتباهات
- انعطاف پذیری و سازگاری با شریط جدید
- توانایی کار خوب حتی وقتی تحت فشار هستید.
 
نکته دیگری که باید به آن توجه کنید این است که کارفرمایان می خواهند کارمندی داشته باشند که از تجربه کافی برخوردار بوده و شخصیت موردنظر آنها را داشته باشد. بد نیست اگر قبل از مصاحبه در مورد شرکت تحقیق کنید و در مورد روند کاری آن اطلاعاتی را به دست آورید.

ثبت نام در دوره های مرکز کارافرینی دانشگاه فاران اغاز شد

سناریو آموزشی ویژه فاران:

در واقع در این سناریو به دانشجو القاء می شود در 5 گام که با شناخت فرد از خودش شروع می گردد پله پله به دانش فردی و مدیریتی آن افزوده شود به مثابه داستان قدیمی ماهی "که تصور می کرد کل جهان همان برکه ایست که در آن زندگی می کند چرا که فقط همان برکه را دیده بود" فرد نیز با بالابردن مهارت، توانمندی های خودش و پتانسیل های موجود محیطی می تواند تا حضور در بازارهای جهانی پیش رود.


معرفی مرکز کارآفرینی فاران:

همزمان با رشد و توسعه کیفی و کمی دانشگاه های مجازی در کشور و توجه به ماهیت هم مسیر بودن اهداف عالی این دانشگاه ها با سایر دانشگاه های حضوری، لزوم بهره برداری از یک مرکز مجازی کارآفرینی فعال برای دانشجویان، اساتید و کارمندان دانشگاه های مجازی، منجر به راه اندازی مرکز کارآفرینی فاران گشت. این مرکز، در اردیبهشت ماه 1391 با همکاری و حمایت دانشگاه مجازی فاران، به عنوان اولین مرکز مجازی کارآفرینی در ایران، فعالیت رسمی خود را آغاز نمود و فعالیت های اصلی آن در بخش های آموزش، پژوهش، ترویج، توسعه و مشاوره در حوزه های کارآفرینی نهادینه گشت.


اهداف مرکز کارآفرینی فاران:

  • ترویج و ارتقای روحیه کارآفرینی به ویژه کارآفرینی مجازی در بین مخاطبین مرکز
  • طراحی و اجرای پژوهش های کمی و کیفی در حوزه کارآفرینی با توجه به نیاز مخاطبین مرکز
  • طراحی و برگزاری دوره، کارگاه، سمینار، همایش و سایر برنامه های مرتبط با کارآفرینی با توجه به نیاز مخاطبین مرکز
  • ارائه مشاوره مفید و موثر در حوزه کارآفرینی به مخاطبین مرکز
  • ایجاد ارتباط موثر بین مخاطبین مرکز و ارائه دهندگان تسهیلات مالی و اعتباری
  • ایجاد ارتباط موثر با سایر مراکز کارآفرینی، رشد و پارکهای علم و فناوری
  • برگزاری جشنواره های کارآفرینی و شناسایی توانمندی های مخاطبین مرکز

برنامه های آموزشی مشترک:
موسسه آموزش عالی فاران طی تفاهم نامه همکاریهای دوجانبه با "دانشگاه مازندران" بعنوان قطب علمی شمال کشور،دوره های DBA,MBA,Mini MBA,دوره های تخصصی IT و دوره های معماری را بصورت مشترک و به دو روش ترکیبی و آموزش مجازی برگزار می نماید. از جمله مزایای این دوره ها:
  • شهریه های مناسب
  • امکان یادگیری 24x7 )24 ساعت در 7 روز هفته) بدون محدودیت زمانی 
  • تحصیل در هر مکان دلخواه شما 
  • اخذ "دانشنامه تخصصی" از دانشگاه مازندران ]
  • مدرک ارائه شده دو زبانه بوده و قابل ارائه جهت شرکت در دوره های آزاد DBA این مرکز و سایر مراکز آموزشی همسطح می باشد. 
  • همچنین در صورت موافقت و هماهنگی با سازمان ها و شرکت های مربوطه مدرک ارائه شده می تواند جهت ارتقاء شغلی و یا گروهی لحاظ گردد. 
برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت مراجعه کنید

هر انچه باید از رزومه دانست13

پروفایل های آنلاین و شبکه های اجتماعی


 

امروزه ‌اینترنت طریقه کاریابی سنتی را نیز به کل تغییر داده است. حالا شما برای پیدا کردن کار مورد علاقه تان لازم نیست حتی تا نزدیک ترین باجه روزنامه فروشی بروید و قسمت نیازمندی های آنرا جستجو کنید. ده ها وب سایت کاریابی روزانه صدها موقعیت شغلی را منتشر می کنند و برای اعضای خود می فرستند. 

برخی از وب سایت های کاریابی صرفا آگهی ها را روی صفحه مربوط به خود منتشر می کنند و شما با راه های تماسی که داده شده است می توانید مستقیما با کارفرما تماس بگیرید. اما برخی وب سایت ها هم هستند که باید در آنها ثبت نام کنید و رزومه آنلاین بسازید. 

شما در‌ این وب سایت ها همچون باقی وب سایت هایی که از خدماتشان استفاده می کنید، یک حساب کاربری درست می کنید و تمام بخش هایی که پیش از‌ این گفته ایم را در ساختار خاص خود سایت پر می کنید. پس از آن هر زمان که شما شغل مورد نظر خود را انتخاب کنید و برای آن بخواهید درخواست بفرستید، سایت مستقیما رزومه آنلاین شما را برای شرکت ها ارسال می کند. حتما به خاطر داشته باشید که چند وقت یکبار به حساب کاربری خود سر بزنید و آنرا به روز کنید. 

در‌ اینجا باید نقش مهم پروفایل های شخصی در شبکه های اجتماعی نظیر لینکداین را هم مورد توجه قرار داد. لینکداین یک شبکه اجتماعی حرفه ای است که به شما کمک می کند با افراد زیادی در زمینه شغلی خود ارتباط برقرار کنید و با افراد موثری نیز آشنا شوید. تا جایی که می توانید در وب سایت های معتبر کاریابی ثبت نام و از امکانات آنها در شناخت بیشتر و بهتر کارفرماها استفاده کنید. قبل از استفاده در‌ این وب سایت ها اطمینان پیدا کنید که حتما معتبر باشند چون شما میزان قابل توجهی از اطلاعات شخصی تان را برای آنها می فرستید.

شاید به نظرتان بیاید که شبکه های اجتماعی چون توئیتر و فیس بوک بیشتر جنبه شخصی دارد اما یادتان باشد که خیلی از مواقع موقعیت های شغلی خوب ممکن است از طرف دوستان و آشنایان به شما معرفی شوند. پس هر جای ‌اینترنت که ردپایی از شما هست، بهتر است جزئیاتی از شخصیت حرفه ای شما را هم منعکس کند. پس همیشه بخش تحصیلات یا  زمینه شغلی تان را در پروفایل هایتان کامل کنید و خلاصه تا جایی که امکان دارد از ابزار رایگانی که در خدمت شماست برای ارائه بهترین چهره از خود استفاده نمایید.

آخرین توصیه ‌این است که همیشه یک نسخه رزومه پرینت شده در منزل یا محل کار داشته باشید و فایل آن را روی کول دیسک خود ذخیره کنید. یک پیشنهاد کاری خوب هم مثل حادثه خبر نمی کند!

نمونه ای از یک رزومه مناسب و کارآمد

منبع وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست12

نمونه کار و نامه درخواست


همانطور که در بخش مقالات هم اشاره کردیم ممکن است کارفرما از شما چند نمونه کار هم بخواهد. نسبت به زمینه ای که در آن فعالیت می کنید، می توانید آنها را به صورت متنی در فرمت های ورد یا پی دی اف یا فایل های مالتی مدیا به ‌ایمیلتان ضمیمه کنید یا اگر فرم ها را پست می کنید، آنها را پرینت گرفته یا تمام فایل ها را روی یک سی دی/دی وی دی ضبط کنید و همراه رزومه ارسال نمایید. برای افرادی چون روزنامه نگاران، پژوهشگران یا طراحان وب که مطالب آنلاین منتشر شده زیادی دارند، بهتر آن است که علاوه بر ارائه چند نمونه کاری که از میان بهترین ها و مرتبط ترین ها ارسال می شود، در صفحه ای جداگانه لینک مطالب آنلاین خود را همراه با ذکر عنوان مطلب و تاریخ انتشار فهرست کنند و همراه نمونه کارها بفرستند. دقت داشته باشید که نمونه کار را فقط در صورتی همراه رزومه ارسال می کنید که از شما خواسته شده باشد. در غیر‌ این صورت رزومه تنها کافی است.

همچنین در اکثر موارد، علاوه بر رزومه از شما یک «نامه درخواست» یا «نامه استخدامی» هم خواسته می شود.‌ این نامه همراه با رزومه ارسال می شود پس اگر‌ ایمیل می کنید باید ‌این متن را در متن‌ ایمیل تان بزنید و رزومه را ضمیمه کنید، اگر هم پست می کنید یا شخصا تحویل می دهید ‌این نامه را باید ضمیمه رزومه کنید به طوری که نامه درخواست روی رزومه قرار بگیرد. همانطور که گفتیم رزومه چکیده ای از مشخصات و سوابق حرفه ای و علمی شماست که کارفرما براساس آن شما را ارزیابی می کند. نامه درخواست را می توان چکیده ای از رزومه دانست که براساس آگهی کار مورد نظر شما، کارفرما را تشویق می کند که رزومه شما را بخواند و شما را برای مصاحبه دعوت کند.

نامه درخواست باید کوتاه، حداکثر در دو یا سه پاراگراف، نوشته شود. در‌ این نامه ابتدا خودتان را معرفی می کنید، سپس می گویید به کدام موقعیت شغلی موجود در آگهی علاقه مند هستید و دارید برای آن رزومه می فرستید. رشته تحصیلی خود و مقطع آن را مشخص کنید و به طور مختصر به مرتبط ترین تجربیات  و مهارت های خود که مورد نیاز کارفرماست اشاره نمایید. اگر شخص دریافت کننده نامه مشخص شده است، حتما نام او را در ابتدای نامه ذکر کنید. مثال:

سرکار خانم/ جناب آقای...

پیرو آگهی آن شرکت در نشریه...

قبل از ‌اینکه نامه را بنویسید کمی در مورد شرکت یا سازمان مورد نظر تحقیق کنید تا بتوانید در نامه خود نشان دهيد كه اطلاعاتی از سازمان يا شركت مربوطه داريد. مثلا به برنامه ها و پروژه های قبلی آنها اشاره کنید. یا به بخشی که برای کار در آن رزومه می فرستید. 

نامه شما، حتی اگر فرد گیرنده را می شناسید، باید رسمی و تایپ شده باشد. در ‌اینجا هم طبیعتا هیچگونه غلط املایی و نگارشی قابل قبول نیست. به زبان ساده توضیح دهید كه هستيد و چه كاری را می خواهيد برای كارفرما انجام دهيد. باید خود را آدمی مشتاق به یادگیری و نوآوری نشان دهید. اطمینان و اعتماد به نفس خود را با استفاده از کلمات مناسب منعکس کنید.

توجه کافی به متن آگهی استخدام برای نوشتن نامه درخواست حیاتی است. در نامه درخواست نشان دهید که وجود شما چرا برای کارفرما مهم است و چه در چنته دارید که به نفع پیشرفت و توسعه کاری آنهاست. از کلمات کلیدی استفاده کنید.‌ این کلمات کلیدی را می توانید در متن خود آگهی پیدا کنید. مثلا «آشنایی با روش های عرضه محصول»، «مسلط به برنامه مدیریت حسابداری» یا «آشنایی با نرم افزارهای طراحی و گرافیکی همچون کورل و فوتوشاپ».

نامه خود را با اشاره به مصاحبه تمام كنيد. هدف از نوشتن نامه درخواست همانا رسیدن به مرحله بعدی یعنی مصاحبه با کارفرماست. در انتها از آنها برای زمانی که برای مرور رزومه شما صرف کرده اند تشکر کنید، شماره تماس خود را قید نموده و بگویید که متظر تماس شان هستید:

با تشکر از زمانی که برای بررسی رزومه ‌اینجانب اختصاص دادید، برای ارائه سایر اطلاعات و آشنایی بیشتر اعلام آمادگی می کنم و منتظر تماس شما هستم.

و در آخر، نامه تان را با نام و نام خانوادگی امضا کنید.


منبع وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست11

 نبایدها


 

بیشتر از دو صفحه A4  رزومه ننویسید. مختصر و مفید بنویسید. باور کنید که هر چه بیشتر بنویسید شانس استخدام خود را افزایش نمی دهید.

۱- بدانید که دنبال چه کاری می گردید و برای هر جایی و هر شغلی، به خصوص شغلی که نمی دانید چیست، رزومه نفرستید. برای شخصیت حرفه ای خود ارزش قائل باشید و یادتان نرود که رزومه شما ممکن است مدت ها در آرشیو شرکت ها باقی بماند.

۲- مدرک جعل نکنید، دروغ نگویید، اغراق نکنید و در عین حال تعارف هم نداشته باشید و شکسته نفسی نکنید. همانی را که هستید تصویر کنید اما سعی کنید به هوشمندانه ترین شکل ممکن این کار را بکنید و نقاط قوت خود را برجسته کنید.

۳- از کارفرماهای دیگر بد ننویسید، اگر پروژه های قبلی تان شکست خورده آن را قید نکنید. دلیل بیرون آمدن از محل کار قبلی و یا احتمالا اخراج خود را لازم نیست بنویسید.

۴- از جملات، افعال و صفات مثبت و پرقدرت استفاده کنید. هرگز منفی بافی نکنید.

۵- غلط املایی و انشایی و نگارشی نداشته باشید. حتما قبل از ارسال، آنرا با دقت بخوانید و از یکی از دوستان خود نیز خواهش کنید که آن را یکبار مرور کند.

۶- در مورد حقوق خود در رزومه مطلبی را بيان نكنيد.

۷- شماره تماس و آدرس ‌ایمیل خود را حتما قبل از ارسال کنترل کنید. بدترین چیزی که ممکن است رخ بدهد ‌اینست که کارفرما شما را انتخاب کند اما نتواند پیدایتان کند.

۸- از شروع كردن هر جمله با ضمير «من» بپرهیزید.

۹- رزومه خود را به حال خود رها نکنید، به صورت مداوم رزومه خود را به روز کنید. شما در هر مرحله از کار یا تحصیل توانایی های بیشتری کسب می کنید و می توانید آن را به رزومه خود اضافه کنید.

۱۰- رزومه خود را با یک ساختار واحد به همه کارفرماها ارسال نکنید. همیشه مناسب با موقعیت شغلی و کارفرما، جزئیات رزومه را اندکی تغییر دهید و اولویت ها را پس و پیش کنید.

منبع:وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست10

اطلاعات متفرقه و معرف ها (نمایشگاه ها، کنفرانس ها، افتخارات و...)


گاهی ما سوابق غیر مرتبط با کاری داریم که برای آن رزومه می فرستیم. یا ‌اینکه زمینه کاری خود را در مقطعی تغییر داده ایم. به جز‌ این، براساس نوع حرفه ای که در آن فعالیت می کنیم، ممکن است سوابقی داشته باشیم که در بخش های دیگر جای نگیرد. به طور مثال کنفرانس ها، نمایشگاه ها یا سخنرانی هایی که کرده ایم.

به خاطر داشته باشید که ‌این بخش، اجباری نیست و فقط در صورتی که رزومه شما به آن نیاز داشته باشد، آن را ‌ایجاد می کنید.

بعضی اوقات هم ممکن است در مسابقات و جشنواره هایی شرکت کرده باشیم و حتی برنده جایزه ای هم شده باشیم. در صورتی که تعداد گزینه های ‌این دسته  قابل توجه باشند، می توان عنوان جدیدی برایش تعریف کرد و آن را در رزومه گنجاند. به طور مثال عکاسی که در بیش از ۱۰ نمایشگاه فردی و گروهی شرکت کرده است، بعد از انتخاب تازه ترین و مطرح ترین آنها بخشی به نام «نمایشگاه ها» ‌ایجاد می کند و نام نمایشگاه، محل برگزاری، تاریخ برگزاری و در صورت شامل شدن، رتبه و مقامی که کسب کرده است را می نویسد.

 

معرف
بسیاری از موسسه های علمی در پایان اطلاعیه یا فرم پذیرش، از ما معرف معتبر می خواهند.‌ این معرف ها می توانند اساتید دانشگاهی یا مدیران قبلی ما باشند که اطلاعات آنها را در انتهای رزومه می آوریم. پیش از آنکه بخواهید اسم کسی را در‌ این قسمت بنویسید حتما از آنها اجازه بگیرید. سپس نام کامل فرد، رتبه و سمت، محل کار یا تدریس او و در نهایت شماره تماس و آدرس‌ ایمیلش را قید کنید. 

منبع درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست9

 علاقه مندی ها


 

ممکن است به نظر بیاید که ‌این بخش از قسمت های دیگر رزومه رسمیت کمتری دارد اما نباید آن را دست کم گرفت.

ترجیحا سعی کنید علاقه مندی هایتان را گلچین کنید. نسبت به کار و کارفرمایی که پیش رو دارید علاقه مندی ها را بچینید. مثل یک لیست کوتاه آنها را پشت هم بنویسید یا زیر هم با بولت پوینت مشخص کنید.

سعی کنید خیلی طولانی نباشد. به طور مثال روزنامه نگاری که سال ها به وبلاگ نویسی مشغول بوده، ممکن است برای سازمان استخدام کننده دارای ارجحیت بالاتری باشد. یا طراح و گرافیستی که عکاسی و نقاشی آبرنگ هم می کند. 

منبع وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست8

زبان های خارجی


 

هر کدام از ما علاوه بر زبان مادری خود، زبان دیگری را در دوران مدرسه و احتمالا بعد از آن به صورت داوطلبانه در دوره های آزاد یاد می گیریم. دانستن یک یا چند زبان خارجی می تواند شانس ما را برای یافتن کار بهتر افزایش دهد. در ‌این بخش نام زبان های خارجی را که می دانیم و میزان تسلط مان بر آنها را می نویسیم. بطور مثال: 

انگلیسی- مسلط 

فرانسه- مبتدی

اگر با زبانی تنها در سطح محاوره آشنایی دارید یا برعکس، تنها می توانید نامه های رسمی را به ‌این زبان بخوانید و بنویسید اما مکالمه به آن زبان برایتان دشوار است، بهتر است در‌این قسمت مشخص کنید.

اگر در هر یک از زبان های خارجی که به آنها مسلط هستید مدرک معتبری دارید حتما آنرا قید کنید. مثلا اگر در امتحان ‌آیلتس یا تافل برای زبان انگلیسی شرکت کرده اید نمره خود را نیز همراه با تاریخ دریافت مدرک و مرکزی که آن را صادر کرده است، ذکر کنید.

انگلیسی- مسلط- ‌آیلتس ۷- مرکز آیلتس استرالیا، تهران- اسفند ۱۳۹۰

منبع وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست7

 مهارت ها


یادتان باشد که تحصیلات خود را پیش از‌ این به طور کامل شرح داده ‌اید پس ‌اینجا جای فهرست کردن واحدها و دروسی که در دانشگاه خوانده اید نیست. در کنار تحصیلات دانشگاهی بسیار از افراد دوره های کوتاه مدت علمی- کابردی در رشته های مختلف می بینند. به طور مثال دوره های ‌ای تی، کار با نرم افزارهای مختلف، زبان های برنامه نویسی و یا دوره های مدیریتی و فنی. علاوه بر آن، لازم نیست برای مهارت های خود حتما گواهینامه معتبری داشته باشید. اگر دارید آن را با همان ساختار مدرک دانشگاهی یعنی نام مدرک، نام موسسه، محل و سال کسب آن بنویسید. اما اگر‌ این مهارت ها را به صورت خودآموز هم کسب کرده باشید از اهمیت آنها کم نمی کند و باید ذکر شوند. در‌ این قسمت بهتر است راهنمایی مختصری در مورد میزان مهارت و توانایی خود بکنید. مثلا: مسلط به آدوبی فوتوشاپ یا آشنایی کامل با مایکروسافت آفیس. 

مهارت های افراد می تواند نسبت به رشته تحصیلی و حرفه ای زمینه های مختلف و وسیعی داشته باشد اما امروزه آشنایی با کامپیوتر و استفاده بهینه از‌ اینترنت جزو مهارت هایی است که تقریبا تمام کارفرماها به آن نیاز دارند. پس اگر به یک رزومه قوی فکر می کنید، مهارت های کامپیوتری خود را در حد امکان افزایش دهید و حتما در رزومه ذکر کنید که بر کدام برنامه ها تسلط دارید.

اگر در طول مدت درس و دانشگاه فرصت نکرده اید مهارت دیگری بیاموزید، نگران نباشید. یکی از بهترین راه هایی که می تواند به شما کمک کند تا بهترین توانایی های مورد نیاز رشته تان را شناسایی کنید و خودتان را در آن رشته قوی سازید، آگهی های کار هستند. در قسمت نیازمندی های روزنامه ها یا آگهی های آنلاین، نگاهی به قسمت شرایط، ویژگی ها یا خصوصیات بیندازید و ببینید کارفرماها اکثرا به دنبال چه ویژگی هایی در شما هستند.

منبع وبلاگ درسنامه

دانلود کتاب فوق العاده Marketing 3 کاتلر به همراه خلاصه ی فارسی

دانلود ترجمه و اصل كتاب ماركتينگ ۳.۰

متقاضياني كه امسال در كنكور دكتري مديريت گرايش بازاريابي شركت كردن اهميت كتاب بازاريابي سه يا marketing 3.0 مربوط به فيليپ كاتلر رو بيشتر از هر كسي متوجه شدن. اين كتاب به زعم خيلي از اساتيد به يك كتاب منبع در سال‌هاي آتي تبديل خواهد شد.  لازم به ذکر است که این کتاب توسط دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب ترجمه شده است.

عنوان کتاب بسیارکوتاه و گزیده است:"marketing 3.0". در فارسی شاید بتوان آن را "بازاریابی 3.0" ترجمه کرد. عنوان بالاتری که بر روی کتاب درج شده تاحدودی گویا و معرف کتاب خواهد بود. و آن این است: از محصول به مشتری  و (ازمشتری) به روح و روان آدمی. کاتلر، رویکرد مبتنی بر محصول را بازاریابی 1.0، رویکرد مبتنی بر مشتری را بازاریابی 2.0 و رویکرد مبتنی بر توجه به روح و روان آدمی را به بازاریابی 3.0 نامگذاری کرده است. این به نوعی سیر تاریخی را نشان می‌دهدکه در آغاز، بازاریاب‌ها همواره بر محصول و ویژگی‌های آن تأکید داشتند، و به مرور دریافتند که محور اصلی نه محصول بلکه، مشتری است. تأمین نیازهای مشتری رویکرد تازه‌ای بود که بازاریابان در پرتو آن توانستند فرصت‌های بیشتری را برای فعالیت خود رقم بزنند. اینک این چرخه و معادله نیز تغییر یافته است. نمی‌توان تنها برای تأمین نیازهای مشتری گام برداشت بلکه، باید به فراتر از شخص مشتری و نیازهای وی اندیشید و آن تأمین و ارضای نیازهای والایی است که در روح و روان آدمی (و نه مشتری) قرار دارد. فیلیپ کاتلر با تحریر چنین کتابی، از دانش روانشناسی خود بیشترين بهره را برده است. کاتلر پس از دریافت مدارج عالی در ریاضیات، اقتصاد، مدیریت، و روانشناسی و بهره‌مندی و آمیزه‌ی این علوم توانست از بازاریابی ترسیمی تازه پدیدآورد، ترسیمی که به او لقب "پدر بازاریابی نوین" اعطا کرد. ظاهراً کاتلر با کتاب (بازاریابی 3.0) می‌کوشد به انگیزه‌های والای بشری و نیازهای عمیق آدمی به مشارکت، جامعه‌گرایی،خلاقیت و آرمان‌گرایی بیشتر بها دهد. به بازاریاب‌ها و مؤسسات و سازمان‌ها نوید می‌دهد که گزاره‌ی جدید در راه است و آن، توجه به روح و روان آدمی در سطح جهانی است.

 
نقل از :وبلاگ http://13322010.blogfa.com

هر انچه باید از رزومه دانست6

مقالات و مطالب منتشر شده


 

این بخش بیشتر مربوط به رزومه های علمی و آکادمیک است. برای کسانی که برای تحصیلات تکمیلی یا استخدام در هیئت های علمی و شغل های آکادمیک درخواست می دهند مد نظر قرار می گیرد. پژوهش ها و مطالب منتشر شده ای را که چه به صورت فردی یا گروهی نوشته اید، در‌ این بخش ذکر کنید. مشخصات هر مطلب به صورت:

نام نویسنده/ نویسنده‌ها، نام مقاله/کتاب، محل چاپ/ارائه و در انتها سال انتشار نوشته می‌شود. 

نکته: اگر مطلب شما به صورت آنلاین موجود است حتما نام وب سایت و لینک مطلب را به همراه تاریخ انتشار اضافه کنید.

اگر در فرم ثبت نام از ما خواسته شده بود که چند نمونه کار هم برایشان ارسال کنید، نسبت به زمینه ای که در آن فعالیت می کنید، می توانید آنها را به صورت متنی در فرمت های ورد یا پی دی اف یا فایل های مالتی مدیا به ‌ایمیل تان ضمیمه کنید یا اگر فرم ها را پست می کنید، آنها را پرینت گرفته یا تمام فایل ها را روی یک سی دی/دی وی دی ضبط کنید و همراه رزومه ارسال نمایید. برای افرادی چون روزنامه نگاران، پژوهشگران یا طراحان وب که مطالب آنلاین منتشر شده زیادی دارند، بهتر آن است که علاوه بر ارائه چند نمونه کاری که از میان بهترین ها و مرتبط ترین ها ارسال می شود، در صفحه‌ ی جداگانه لینک مطالب آنلاین خود را همراه با ذکر عنوان مطلب و تاریخ انتشار فهرست کنند و همراه نمونه کارها بفرستند. البته همیشه به یاد داشته باشید که حجم بالای مطالب باعث استخدام شما نمی شود و‌ این کیفیت مطالب است که موثر است. پس زیاده روی نکنید و اگر کارفرما به صورت مشخص از شما سه نمونه کار خواسته است، فقط همان سه کار را انتخاب کنید اما در انتخاب خود نهایت دقت را بنمایید. 

منبع وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست5

سوابق کاری


همانطور که در بخش تحصیلات هم اشاره کردیم، از ترتیب زمانی معکوس برای نوشتن سوابق کاری استفاده می کنیم. تفاوت عمده سوابق کاری با تحصیلات این است که اگر شما لیست بلند بالایی از سوابق کاری خود داشته باشید، باید از میان آنها مهمترین ها و مرتبط ترین ها را انتخاب کنید. اگر سابقه کاری شما از ۱۵ سال بیشتر است، سعی کنید در رزومه به بیشتر از ۱۵-۱۰ سال گذشته اشاره نکنید. مگر مورد استثنایی وجود داشته باشد که به شغلی که دارید برایش درخواست می دهید کاملا مرتبط و وابسته باشد و بتواند شانس شما را برای استخدام افزایش دهد. همواره به یاد داشته باشید که شما حداکثر دو صفحه A4 دارید تا همه اطلاعات را در آن بگنجانید.

برای نوشتن سوابق کاری به ترتیب سمت خود، نام شرکت یا سازمان و بعد از آن تاریخ شروع و خاتمه کار خود را بنویسید، دقت کنید که برای نوشتن تاریخ لازم نیست تاریخ دقیق شامل روز آن را ذکر کنید. ماه و سال کافی است (دی ۱۳۸۹ – بهمن ۱۳۹۰).  در‌ اینجا برخلاف بخش تحصیلات توضیح مختصری درباره وظایف، جایگاه شما (سمت) و همچنین تجربیات کسب شده ضروری است. 

 

رتبه، نام سازمان، تاریخ شروع و پایان
توضیح بدهید که مثلا وقتی در پروژه «ایکس» مدیر پروژه برنامه نویسی بوده اید، چه وظایفی داشتید، چند نفر زیر دست شما، یا همراه شما در‌ این پروژه کار می کرده‌اند. همچنین اگر از طرف شرکت قبلی اجازه دارید، پروژه هایی که به پایان برده اید را روی آن به هر صورتی کار کرده اید، نام ببرید. اجازه شرکت قبلی در‌ این مورد از درجه اهمیت بالایی برخوردار است چون ممکن است شما در قرارداد تعهد داده باشید که به هیچ عنوان اطلاعات پروژه های خود را در جایی خارج از‌ این سازمان افشا نمی کنید.

این بخش مهم ترین بخشی است که کارفرما مرور می کند و به دنبال کلمه های کلیدی خود می گردد. اگر در دوره کاری خود در مسابقه، جشنواره یا رقابتی شرکت کرده اید و مقامی کسب کرده اید یا از شما قدردانی رسمی به عمل آمده است می تواند چه در‌ این بخش چه در بخش اطلاعات متفرقه به آن اشاره شود. در صورت حجم بالای افتخارات می توان بخشی به همین نام به رزومه اضافه کرد. 

به یاد داشته باشید که نکات منفی را درز بگیرید. اگر از کاری به علت مشاجره یا اختلاف نظر با مدیر خود استعفا داده‌اید یا اخراج شده اید، لزومی ندارد آن را توضیح بدهید. برای توضیح مسئولیت ها و تجربیات کسب شده از افعال و صفات مثبت استفاده کنید. دقت کنید که اگر در مورد کار سابقتان صحبت می کنید از فعل گذشته و اگر از شغل در حال حاضرتان صحبت می‌کنید از فعل زمان حال استفاده نمایید.

اگر به تازگی از دانشگاه بیرون آمده اید و نگران ‌این هستید که سابقه کار چندانی ندارید خودتان را دست کم نگیرید. اشاره به فعالیت های زمان دانشجویی، فعالیت های داوطلبانه و کارهای پاره وقت، راه های خوبی برای نشان دادن مهارت ها و موفقیت های مرتبط است.

گاهی ممکن است در طول فعالیت حرفه ایتان کارهای مختلفی انجام داده باشید که بخواهید بهترین هایشان را ذکر کنید تا روی برخی از مهارت هایتان تاکید بیشتری کنید اما ‌این سوابق، مستقیما به کار مورد نظر مرتبط نباشند. در چنین حالتی می توانید بخش تازه ای به عنوان «سوابق کاری غیرمرتبط» یا «سایر تجربیات» ‌ایجاد کنید و پیش از بخش علاقه مندی ها بگنجانید.

منبع: وبلاگ درسنامه

هر انچه باید از رزومه دانست4

تحصیلات


اگر تازه فارغ التحصیل شده اید ‌این قسمت اهمیت بیشتری پیدا می کند و درست پس از اطلاعات شخصی می آید چون هنوز سابقه کاری کسب نکرده اید. اما اگر سابقه کار پر و پیمانی دارید بهتر است بخش سوابق کاری را که در درس بعدی در موردش صحبت می کنیم، یک مرحله جلوتر بیاورید و قبل از تحصیلات بنویسید.

یک نکته بسیار مهم که در بخش تحصیلات و سوابق کاری مشترک است، ‌این است که باید از ترتیب زمانی معکوس استفاده کنید. یعنی آخرین و تازه ترین مدرک تحصیلی یا سابقه کاری خود را اول بنویسید و سپس یک به یک از نظر زمانی عقب بروید. به طور مثال اگر آخرین مدرک تحصیلی شما کارشناسی ارشد مدیریت است، ابتدا آن را می نویسید، سپس زیر آن به ترتیب کارشناسی و بعد پیش دانشگاهی و دبیرستان. نیازی به ذکر کردن مقطع راهنمایی و دبستان نیست.

هر کدام از مقاطع تحصیلی که می نویسید باید نام کامل رشته، نام دانشگاه یا موسسه آموزشی، محل تحصیل (شهر/کشور) و بازه زمانی تحصیل یا حداقل سال فارغ التحصیل شدن شما را دارا باشد. به طور مثال:

کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ۱۳۹۰-۱۳۸۸

اگر کارفرما یا موسسه مورد نظر از شما جزئیات بیشتری همچون معدل یا موضوع پایان نامه‌ یتان را درخواست کرده باشد در همین بخش می توانید اضافه کنید. در مورد دانشگاه ها، اغلب ریز نمرات و اصل مدرک شما را جداگانه درخواست می کنند، بنابراین لزومی به اطلاعات اضافی روی رزومه نیست.

منبع: وبلاگ درسنامه