زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـرچشمهء

محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــدا عشق مظهر است

 بعد از خـدا به سجده بوَد زآنکه مادر است.

دو موجود هستی گرامی تر است

یکی میهن و دیگرش مادر است 

ستایش کنم زن که او مادر است

که مادر سزاوار زیب و زر است

تو ای مادر من نوای میهن من

کنم خواب در اغوشت ای سرور من