هورااااااا ............. قبول شدم!
سلام به همه ی فارانی ها و بازدید کننده های فارانی عزیز![]()
خوبین؟ هوا چطوره؟ سالمین هنوز؟ من که یکی دو بار نزدیک بود تبخیر بشم!
ولی خدا رو شکر بخیر گذشت![]()
من نمی دونم ملت بیکارن پول میدن میرن سونا؟! یه سر بیان تهران؛ خصوصا تو بعضی از واگن های مترو!![]()
بگذریم...
جای همتون خالی سه چهار روزی با خانواده رفته بودیم مشهد الرضا.
قربون امام رضا برم که حرم با صفا و البته شلوغش! هیچ وقت تکراری و خسته کننده نمیشه. هر بار که میری مشتاق تر از دفعه ی قبل میشی. زوار هم تا یه ذره خورشید خودشو جمع و جور می کرد میومدن حرم. حرم عصر ها تا خود آخر های شب غلغله بود. سوزن مینداختی نمی رسید زمین! (البته شاید به دلیل اینکه می رفت تو بدن یه بیچاره ای! نمی دونم
) ولی در کل مثل همیشه با حال بود.
حقیقتش یکی از آشنا ها هوایی با خانواده دعوتمون کرده بود زیارت.
ما هم که از خدا خواسته!
من به شخصه بعد از سال ها دوباره طیاره سوار شدم. مکه و سوریه هم که قسمت نشده. خلاصه رفتنه ایران ایر و برگشتنه ماهان. من هر وقت که گاهی می رفتم شهر بازی با هر تغییر ارتفاعی سیستمم می ریخت به هم. تعرق شدید و بعد هم حالت گلاب به روت!
تو هواپیما همین همین جریان بود. بالا که بود خوب بود. ارتفاع که کم شد دوباره من رفتم فضا! تو اون هوای خنک زیر کولر هواپیما داشتم شر شر عرق سرد می ریختم. تا جایی که بازو هام توان داشت با ورق راهنمای پرواز! خودمو باد زدم. خدا رو شکر قضیه ی من با همون باد زدن ختم به خیر شد.
ده دقیقه ی آخر که کم کم داشتیم می نشستیم، سر و صدا هایی از بعضی مسافران مبنی بر استفاده از پاکت های تهوع به گوش می رسید
، پشت بندش هم فس فس اسپری خوشبو کننده ی مهمانداران! من به شخصه حاضر بودم رایحه ی ما یحتوی شکم مسافران رو استشمام کنم ولی اون بوی وحشتناک اسپری رو نه! یعنی صد رحمت به حشره کش! ![]()
خلاصه سفر خوبی بود. جاتون خالی
راستی من همه ی درس های این ترم رو قبول شدم.
بالاخره از غول حسابداری 2 هم گذشتم. الحمد لله
خوشم میاد هیچکس حس پست زدن نداره. شاید هم همه مشغول جدل با گرما هستن. نمی دونم...![]()
گاهی دنیای مجازی حقیقی تر از دنیای واقعیست.